سایتهای ادارات

بخشداری اصلاندوز

 



آخرین اخبار



پربازدیدترین اخبار


کد مطلب: 26186
تاریخ انتشار: ي, 1396/07/16 - 11:05
وبلاگ نوشته است:

یکی از دغدغه‌های دیرینه مقام معظم رهبری که همواره مورد تأکید و توجه ایشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگی است. آنچه مسلم است، این است که دشمن، تهاجم خود را از جبهه فرهنگی شروع کرده و در حال گسترش است.
    اگر اقدام شایسته صورت نگیرد، قطعاً این غده سرطانی به تمام پیکره ایران اسلامی سرایت می‌کند. با توجه به اینکه دشمنان ایران اسلامی ابتدا از تهاجم فرهنگی؛ کودکان، نوجوانان و جوانان را به عنوان هدف قرار داده‌اند. خانواده‌ها بایستی بیش از پیش نقش خود را که مقابله با تهاجم فرهنگی است به دقت مورد بررسی قرار دهند. لـذا هـمان گونه که هنگام تهاجم نظامی خود را آماده دفاع و فداکاری می‌کنیم، در جبهه فرهنگی هم باید با تمام امکانات به دفاع و دفع فرهنگ دشمن بپردازیم وگرنه سنگرها را یکی بعد از دیگری از دست خواهیم داد و زمانی به خود می‌آییم که کار از کار گذشته است.
        از این رو اهمیت نهاد خانواد در مبارزه با این هجمه فرهنگی دشمنان مشخص می‌شود. برای مقابله و مبارزه با «تهاجم فرهنگی» راه‌های بسیار زیادی در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ذکر شده که هر کدام دارای اهمیت خاص خود است. ولی برشمردن مؤثرترین آن‌ها می‌تواند چونان تذکاری خانواده‌ها را سودمندتر افتد و ایشان را در این نبرد مقدس یاری دهد.
۱. بالابردن سطح شناخت دینی و سیاسی
اعتقاد به اصول اعتقادی همچون توحید، معاد و نبوت نوعی تعهد در فرزندان پدید می‌آورد و میزان مصونیت آن‌ها را در برابر یورش فرهنگی بیگانگان افزایش می‌دهد. چناچه اعتلاء و عمق بخشیدن به معرفت و بصیرت دینی و قرآنی، و تحکیم فکری و عملی ارزش‌های انقلاب اسلامی، و مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانه، مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده و می‌باشد.
 (پیام به ریاست محترم جمهوری در خصوص سیاست‌های کلی برنامه پنجساله سوم ۳۰/ ۰۲/۱۳۷۸)
به عبارت دیگر خانواده‌ها با تقویت باورهای دینی و پی ریزی بینشی درست در فرزندان در زمینة مذهب و سیاست می‌توانند آن‌ها را به سنگری نفوذ ناپذیر در برابر بمباران فرهنگی دشمن تبدیل نمایند و سودجویان غرب را ناکام و ناامید سازند.
 بی تردید، چنین ایمانی فرزندان را به جهت گیری صحیح رفتاری رهنمون می‌شود و از کَج روی و ناهنجاری‌ها باز می‌دارد.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «یَهدیهِم رَبُّهُم بِایمانِهِم؛ پروردگارشان به سبب ایمانشان هدایتشان می‌کند.» (یونس، آیة ۶) به واقع، ایمانِ درست و اعتقاد راسخ به اصول دین، فرزندان را در برابر امواجِ فساد غرب مقاوم می‌سازد. بر این اساس دستگاه‌های مذهبی چون حوزه‌های علوم دینی، رسالتی سخت عظیم را در یاری خانواده‌ها در این مسیر بر عهده دارند و باید پرداختن به اصول دین و تقویت باورهای مردم را بیش از همیشه مورد توجه قرار دهند.
 البته در کنار پرورش نهال ایمان در دل‌های فرزندان ایران اسلامی، آگاه ساختن آنان به مسائل سیاسی روز و تبیین هدف شوم دشمن در یورش فرهنگی نیز ضروری است. همانگونه که مقام معظم رهبری تأکید دارند که راه مقابله با تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، گسترش و تعمیق رسالت‌های فرهنگی انقلاب اسلامی در عرصه‌های اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی، عقاید و باورهای دینی و مسائل سیاسی است.
(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۳۹۰/۰۳/۲۳)
۲. برنامه ریزی آموزشی و پرورشی برای فرزندان
     بایستی برای فرزندان خود اعم از: کودکان، نوجوانان و جوانان خود برنامه مدون و مستمر داشته باشیم، کودکان با دل‌های پاک و اندیشه‌های شفاف برای پذیرش پیام‌های آموزشی وپرورشی از آمادگی ویژه‌ای برخوردارند.
     به گونه ای که آثار پیام‌های دریافت شده در روزگار خردسالی تا پایان زندگی در رفتار و کردار آنان باقی می‌ماند. با توجّه بدین حقیقت بزرگ، خانواده‌ها باید از فرصت طلایی خردسالی سود برند و به یاری هنر، ورزش و انواع سرگرمی‌ها ارزش‌های والای اسلامی را در ژرفای وجودِ فرزندان اسلام جای دهند.
      حضرت امام خمینی (قدس سره) در این باره هشدار می‌دهد که آنان (استعمارگران) چنانچه تجربه نشان داده، جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخایر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگری فکر نمی‌کنند. و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح نیمه وحشی نگه دارند.»
(صحیفة نور، ج ۲۱، ص ۱۸۵)
از آن جا که آشنایی والدین با اصول تربیتی اسلامی و دینی فرزندان ضروری است، آشنایی با مهارت‌های تربیتی فرزندان نیز مهم است. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «عزیزان من! امروز تهاجم فرهنگی با استفاده از ابزارها و فناوری‌های جدید ارتباطی خیلی جدی است؛ صدها وسیله و راهرو اطلاعات به سمت فکر جوان و نوجوان ما وجود دارد؛ از انواع شیوه‌های تلویزیونی و رادیویی و رایانه ای و امثال این‌ها دارند استفاده می‌کنند و همین طور به صورت انبوه، افکار و شبهه‌های گوناگون را در آن‌ها می‌ریزند. باید در مقابل این‌ها ایستاد. امروز نمی‌شود به همان روش‌های قدیمی خودمان اکتفا کنیم؛ البته که جوان نمی‌آید. جوان را باید بشناسید؛ فکر او را باید بشناسید؛ آن چه را که به او هجوم آورده، باید بشناسید. تا میکروب و بیماری را نشناسید که علاج نمی‌توان کرد. این‌ها همه ملایی می‌خواهد. درس خواندن، مطالعه کردن و کار کردن، که همه این‌ها زیر عنوان مهارت‌های دینی خلاصه می‌شود».
(دیدار با روحانیون ۱۷/ ۰۸/۱۳۸۵)
۳. توجه به غرایز جوانان
     شاخه دیگر از تهاجم فرهنگی که اهمیت وصف ناپذیر دارد، مربوط به ترویج لاابالی گری جنسی و بی بندوباری اخلاقی و سست کردن پای بندی افراد به عقاید و ارزش‌های دینی است.
     مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «بنده بارها گفته بودم که دشمنان ملت ایران، بیش از آنچه به توپ و تفنگ و این چیزها احتیاج داشته باشند، به اشاعه بنیان‌های فرهنگی فاسدساز نیاز دارند. در خبرها خواندم که یکی از مسئولان یک مرکز مهم سیاسی در امریکا گفته به جای انداختن بمب، دامن‌های کوتاه برایشان بفرستید! راست می‌گوید؛ اگر برای کشوری شهوات جنسی و آمیزش بی رویه زن و مرد و دختر و پسر را ترویج کردند و جوان را به راه‌هایی کشاندند که غریزه او هم به طور طبیعی متمایل به آن است، دیگر احتیاج به استفاده از توپ و تفنگ علیه یک ملت نیست. فساد، یک ملت را به خودی خود، ضایع و باطل می‌کند و آینده او را تباه می‌سازد».
(بیانات در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، ۱۰/۱۷/۱۳۸۳)
    بنابراین انسان مجموعه ای در هم پیچیده از غرایز گوناگون است. غرایزی که پیوسته او را به جنبش در کوچه‌های پُر پیچ و خم زندگی فرا می‌خواند. این خواست‌ها به گونه ای نیرومندند که می‌توانند انسان را در پی خویش به بیغوله‌های تاریک و ناشناختة انحراف بکشانند. با توجّه بدین حقیقت برآورده نشدن این غرایز در جوانان در حد معقول و یا زیاده روی در کامروایی غریزی می‌تواند خطر ساز باشد.
        رها ساختن نامعقول جوانان در بهره گیری هر چه بیشتر و به هر شکل ممکن از این نیروهای مقدّس، آنان را از تلاش در حد مشروع، یا ناتوانی در برآوردن نیازهای طبیعی نیز زمینه را برای روی آوردن همه جانبه به سوی برنامه‌های مخرب دشمن فراهم می‌آورد؛ انبوه جوانان سوخته در آتش غرایز را در دام سرکشی و گُسستن بندهای اخلاق و عفاف گرفتار می‌سازد. لذا دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشا – سعی می‌کند جوان‌های ما را از ما بگیرد. همانگونه که معظمٌ له می‌فرمایند: کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می‌کند، یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است.
(بیانات در دیدار فرماندهان نیروهای مقاومت بسیج سراسر کشور، در سالروز شهادت امام سجاد (ع) ۲۲/۴/۷۱)
۴. تلاش برای مبارزه با فقر و رفع آن
     تنگدستی را شاید بتوان از پلیدترین پدیده‌های جامعه به شمار آورد. تأکید دین مقدس اسلام بر رفعفقرو مبارزه با آن در کنار جلوگیری از انباشت ثروت و زراندوزی نشانگر آن است که این دو پدیده یعنیفقرو غنی آثار و پیامدهای منفی و مشکل‌زایی در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها دارند، به گونه‌ای که اگر نسبت به آن اقدام مناسب از سوی فرد، جامعه و دولت صورت نپذیرد، معضلات و مشکلات گسترده‌ای در جامعه ایجاد می‌گردد.
     در متون دینی برای هریک از این دو پدیده آثار منفی بیان شده است. رفاه‌طلبی و زندگی مرفهانه سبب طغیان در برابر خدا، سیطرة شهوات بر انسان، همراهی با ظالمان، فاسقان و کافران، لذت گرایی و غرق شدن در کامیابی‌ها و نیز اقدام به کجروی‌ها می‌شود. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید: «إِنَّ اْلإِنْسانَ لَیطْغَی، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی»، (علق، آیه ۶ و ۷) علاوه بر آن در فرازی امام علی (ع) فزونی ثروت را مایه هلاکت، طغیان و فنا دانسته است. (غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۶۲) حقیقت ناگواری که پیشوایان دین آن را به کُفر نزدیک دانسته‌اند و دانشمندان از آن به عاملی برای آغاز انحراف و بزهکاری یاد کرده‌اند. بی تردید بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی چون سرقت، ولگردی، گدایی، خود فروشی و... به علّت تنگدستی و بی چیزی به وجود می‌آید. پدیدة فقر در هر جامعه ای که چهرة کریه خود را به نمایش بگذارد، مانند سیلی بنیان کن زیربنای تمامی ارزش‌های خانوادگی را از بُن ویران می‌کند و کاخ‌های کرامت و شرافت آدمی را در بیغوله‌های ننگ و بدنامی تبدیل می‌کند.
۵. مقابله با تهاجمات فرهنگی دشمن
    بی‌تردید، شناسایی دشمن و هدف‌های او، نخستین گام مقابله و مبارزه هجمه فرهنگی آن‌هاست. برای رویارویی با یورش فرهنگی نیز باید فرهنگ مهاجم و ویژگی‌های آن بررسی گردد. در پرتو چنین تحقیق گسترده و همه جانب‌های، اندیشمندان جامعه، مردم را در شناخت ردّ پای انحراف یاری می‌دهند. آگاهی از ابراز و شیوه‌های مورد استفاده یورش‌گران، می‌تواند مسئولان و رزمندگان جبهه فرهنگی را در خلع سلاح مهاجمان کمک کند و نقشه‌های آنان را خنثی سازد. معظمً له اصرار دارند بر اینکه مسؤولان کشور این خود آگاهی را لازم دارند تا بدانند دشمن از کجا حمله می‌کند. اگر فهمیدند، بیدار خواهند بود. آن گاه شجاعت و تقوا و پاکدامنی آن‌ها به کار این ملت خواهد آمد.
(بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، به مناسبت سالروز قیام مردم قم ۱۹/۱۰/۸۰)
    چناچه عناصر خود فروختة فرهنگی، مطبوعات و مجلّه‌های گمراه کننده، فیلم‌های مبتذل و... نمونه‌هایی از عوامل فرهنگی دشمن برای به انحراف کشیدن جوانان به شمار می‌آیند. نگهبانی از ارزش‌های الهی، بینشی ژرف می‌طلبد بینشی که در سایة آن همة عوامل فرهنگی غرب را شناسایی و کنترل نموده و در صورت لزوم طرد و مُنزوی سازد. به وجود آوردن چنین بینشی از طرف خانواده‌ها در فرزندان، زمینه را برای خنثی سازی این حربة خطرناک و آگاه بودن آن‌ها در هنگام رویارویی با این عوامل، فراهم می‌سازد. با چنین درایتی از طرف خانواده و عمل نمودن فرزندان و به خصوص قشر جوان جامعه، مطمئناً شاهد شکست دشمنان در این مورد نیز خواهیم بود.
۶. ایجاد خودباوری و احیای عزّت نفس
    از جمله راههای مبارزه با تهاجم فرهنگی، تقویت و احیای روحیة عزّت نفس در فرزندان می‌باشد. بنابراین لازم است خانواده با تقویت این روحیه و زُدودن احساس خود کم بینی جوانان، آن‌ها را از تقلید کورکورانه از روش‌های زندگی بیگانگان باز داشت.
     در این باره امام صادق (ع) می‌فرماید: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی کرده که به مؤمنان بگو: «لا تَلبِسُوا لِباسَ اَعدائی، وَ لا تَطعَمُوا مَطاعِمَ اَعدائی، وَ لا تَسلُکُوا مَسالِکَ اَعدائی، فَتَکُونُوا اَعدائی کَما هُم اَعدائی؛ لباس دشمنان مرا نپوشید و غذای دشمنان مرا نخورید و به شیوة دشمنان من رفتار نکنید که شما نیز همانند آنان جزو دشمنان من خواهید شد.»(وسایل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷۹) بنابراین لازم است خانواده‌ها روحیة عزّت نفس را در فرزندان ترویج و تقویت کنند تا زمینة پذیرش برنامه‌های فرهنگی دشمن از بین برود.
     مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرماید: «این مسأله تهاجم فرهنگی که بارها روی آن تاکید کرده‌ایم، واقعیت روشن است و با انکار آن ما نمی‌توانیم، اصل تهاجم را از بین ببریم... پس در مرحله اول ضروری است باور و اعتقاد و اشتراک نظر در سطوح نخبگان و مدیران فرهنگ درعرصه مقابله با این تهاجم خاموش ولی خطرناک ایجاد گردد، و مقوله ناتوی فرهنگی را به عنوان یک توطئه شوم در حوزه ای گسترده تر از کشور اسلامی ایران، بلکه جهان اسلام بدانند. و از طرفی با شناخت ارزش‌های مشترک، در دو حوزه ملی و اسلامی، و بکارگیری ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها بالقوه و بالفعل، گام‌های اساسی را در ایجاد خودباوری و مبارزه فراگیر در جهت کاهش و خنثی نمودن تهدیدهای فرهنگی برداریم. و از این طریق روحیه عزت نفس را در بین مسئولین و اقشار مختلف جامعه احیاء و تقویت و احساس خود کم بینی و تقلید کورکورانه از برنامه‌های بیگانگان را از بین ببریم. البتّه باید مراقب باشیم که گرفتار عُجب هم نشویم.
(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۰/۹/۱۳۷۰)
۷. مبارزه با روحیه کاخ نشینی و تجمل‌گرایی
    دین اسلام، دین اعتدلال است و استفاده از زینت و زیبایی‌های طبیعت و اسباب و لوازم مناسب و... را نه تنها اجازه داده بلکه به آن توصیه و سفارش نموده، است؛ لذا قرآن می‌فرماید: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ؛ و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن و همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش که خدا مفسدان را دوست ندارد.»
(قصص، آیه ۷۷)
 
     کشور استعمارگر اروپایی در گذشته به همراه فعالیت‌های اقتصادی، عده ای مبلّغ فرهنگی به عنوان «میسیونرهای مسیحی» برای ترویج فرهنگ غرب به کشورهای اسلامی و دیگر نقاط جهان وارد می‌کردند.
    امروزه اثر مستقیم روحیة تجمّل گرایی بر واردات کالاهای مصرفی لوکس و پیروی از مدهای گوناگونی که حجم انبوهی از فرهنگ و ارزش‌های غربی را یدک می‌کشند، بر کسی پوشیده نیست نگاهی به زندگی روزانة مرفهین بی درد نشانگر این واقعیت است که پیروی از مُد، حتّی در شیوة خوراک آنان نیز دگرگونی پدید آورده است. البته زیان روحیة رفاه جویی و تجمّل گرایی تنها در تغییر شیوة پوشش، خوراک و رفتارهای اجتماعی و شخصی آشکار نمی‌شود، بلکه در بالا رفتن میزان بزهکاری‌ها و زیر پا نهادن اصول اخلاقی نیز اثری شگرف دارد.
     امام راحل (ره) می‌فرماید: «طبع کاخ نشینی با تربیت صحیح، منافات دارد؛ با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت، منافات دارد. اگر سراسر دنیا هم بخواهید گردش کنید و پیدا کنید، اگر موفق بشوید، یکی دو تا و چند تاست. تمام مصنفین از این کوخ نشینان بودند تقریباً و تمام مخترعین از همین کوخ نشینان بودند تقریباً. ما باید بکوشیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهیم ملت جاوید بماند و اسلام را آن طوریکه خدای تبارک و تعالی می‌خواهد، در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از خوی کاخ نشینی به پایین بکشید.»
 
(صحیفه نور ج۱۷، ص۲۱۷ )
     در شرایط کنونی نیز کشورهای پیشرفته با تحمیل برخی شرایط، راه سلطه فرهنگ خود را بر کشورهای دیگر باز می‌گذارند. صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در راستای اهداف امپریالیستی غرب همیشه در دادن وام‌ها به دولت‌های متقاضی شرایطی قرار می‌دهند. جنبه‌هایی از این شرایط در تحمیل فرهنگ سرمایه داری بسیار مؤثر است. بعنوان مثال شرایط بانک جهانی، و صندوق بین المللی پول برای دادن وام به ایران مبتنی بر تسریع خصوصی سازی و تعدیل اقتصادی و هماهنگی با بازار آزاد جهانی و نیز ایجاد مناطق آزاد تجاری، ابزار بسیار مناسبی برای ترویج فرهنگ غربی از جمله تغییر الگوی مصرف، تجمل گرایی و رواج پوشش و مدهای غربی و...داشته است.
      افزایش خواسته‌های جوانان که در سایة چنین روحیه ای پدید می‌آید انگیزه ای نیرومند برای سرقت، کلاهبرداری، رشوه و... به شمار می‌آیند. از این رو، در مبارزه فرهنگی، زدودن روحیة تجمل گرایی از دل‌های جوانان باید به گونه ای جدّی مورد توجه قرار گیرد و اثرات منفی آن برای آن‌ها تبیین شود تا جوانان با نگرشی آگاهانه به مسائل بیندیشند و از روی آوردن و تسلیم بی چون چرا در برابر امواج ویرانگر این شبیخون مخرب در امان باشند.
 
۸.مسلح شدن به ابزارهای لازم برای دفاع فرهنگی
    اگر دشمن برای شکست ما به هر وسیلة ممکن چنگ می زند، ما نیز باید به حکم دستور قرآنی"وَ اَعِدّوُا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ" از هر وسیلة مشروعی سلاحی بسازیم و از فرهنگ اسلامی خویش پاسداری کنیم. در این راه باید از یک سو امکانات فرهنگی، هنری و ورزشی توسعه یابد؛ تا جوانان به تفریحات سالم روی آورند و از سوی دیگر باید همة کوشش‌های فرهنگی و... در دفاع از ارزش‌های الهی هدایت شود.
    رهبر فقید انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید: در رژیم سابق تمام چیزها، خصوصاً فرهنگ و هنر محتوایش عوض شده بود. یعنی کسی که نام سینما را می‌شنید، خیال می‌کرد که آن جا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد. و یا کلمة تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهرة فساد برده شود؛ هکذا همه چیز دیگر. و عمده این است که ما ذهن این جوان‌ها و حتّی پیرها و روشنفکر نماها را آماده کنیم که ما خودمان آدم هستیم و این طور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم. بنابراین مدت‌ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان دارای یک فرهنگ بزرگ انسانی با ارزش‌های اسلامی هستیم و اگر امروز کمبود نیروی انسانی هست، به خاطر همین است که افکار به آن طرز تفکّر عادت کرده است؛ لذا ساختن تئاتری که مطابق با اخلاق انسانی- اسلامی باشد، زحمت دارد. و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد، نیازمند به صرف مدّت‌ها وقت است و هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده است که باید مرکز فساد باشند.
(صحیفة نور، ج ۱۸، ص ۱۶۱-۱۶۲)
     بر این اساس هر ملتی که اصالتی برای خودش قائل است باید به دفاع از فرهنگ خود که آن نیز هویت خودش می‌باشد بپردازد، لذا باید قبل از هر کاری، مسائل اعتقادی خود را درست یاد بگیریم تا بتوانیم بر اساس منطق و برهان در مقابل اعتراضات، ایمان خود را حفظ کنیم. سپس بدانیم در این فرهنگ ما چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش است.
   در نهایت امر نتیجه بازدهی دو مرحله قبلی گرایش‌ها و ارزش‌ها و باورها می‌باشد، یعنی رفتار آدمی نتیجه نوع نگرش وی یا همان اعتقاد وی و همچنین ارزش گذاری وی در امور می‌باشد، می‌توان در برابر تهاجم فرهنگی دشمن مقابله کرد.
 
نتیجه‌گیری
     بدون شک با توجه به انواع خانواده و روش‌های تربیتی و تصمیم‌گیری در آن‌ها مقابله با تهاجم فرهنگی نیز متفاوت می‌شود. بی‌تردید نمی‌توان در همه جای جامعه پلیس و نیروهای کنترل رسمی را قرار داد اما می‌توان با آموزش صحیح به خانواده‌ها، آن‌ها را در مقابل این تهدیدات بنیان برانداز، واکسینه نمود.
     خانواده‌ها با کنترل فرزندان خود کمک بسیار زیادی به سلامت خود و جامعه می‌کنند. شما خانواده‌های گرامی و خوانندگان گرانمایه این نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبت‌آمیز می‌توانید به کمک اصلاح جامعه آمده و ضمن کنترل درونی خانواده‌ها به کنترل بیرونی و در نهایت ایمن سازی جامعه با مشارکت و همکاری دلسوزانه کمک نمایید.
     فراموش نکنیم همیشه یک فرزند خوب در یک خانواده آرام و منطقی پرورش می‌یابد و یک جامعه خوب متشکل از خانواده‌های خوب است. خانواده‌ها پلی هستند برای سوق جامعه به سمت اهداف متعالی و بلند.
     اغلب افراد گمان می‌کنند که از آسیب‌های اجتماعی در امان‌اند و این مسائل تنها گریبانگیر دیگران است. شما والدین گرامی با اهمیت به حضور بیش‌تر و مؤثر در خانواده با اهمیت دادن به روح و الزامات روانی فرزندانتان می‌توانید به کارکردهای صحیح تربیتی خانواده جامه عمل بپوشانید. فراموش نکنیم که فرزندان و افراد خانواده ما بیش از نیازهای جسمانی به آرامش روانی و درک متقابل نیازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتی کانون گرم خانواده است. گو اینکه برای همین هدف مهم و غایی، هر صبح را به امید تقرب به خداوند متعال به شب می‌رسانیم. بنابراین همان طور که به مراقبت اعضای خانواده در برابر بیماری‌های جسمی می‌پردازیم، باید آن‌ها را در برابر بیماری‌های بسیار خطرناک فرهنگی نیز ایمن کنیم.

ارسال نظر