آخرین اخبار



کد مطلب: 27762
تاریخ انتشار: چ, 1398/02/04 - 10:26
هشدار نوعي انتزاع، تئوري، قياس يا به عبارتي، عقيده است که البته، محصول استدلال منطقي بوده و فرضيه‏اي قابل اعتبارسنجي است.

به گزارش ارس تبار،هشدار با توجه به ماهيت عنوان شده آن عبارت است از  « آگاه سازي نسبت به رخدادهايي که منافع فرد، سازمان يا نظام ملي و بين المللي را در سطوح مختلف به مخاطره اندازد.» در خاص کردن اين مفهوم به هشدار اطلاعاتي مي‏توان گفت: « آگاه سازي نسبت به رخدادهايي که امنيت ملي را در سطوح مختلف به مخاطره کشاند.»

هشــــداردهي

والاتـرينمامــوريتاطلاعات

هشدار نشانهاي  است که در حالت عادي ممکن است قابل رويت و رصد نبوده باشد. تغيير و تحولات سريع، گسترده و پيچيده معمولاً تصميم‏گيران را به غافلگيري مي‏کشاند. تشخيص هشدار، سخت و حتي شايد بتوان گفت مشکل‏تر از پيش‏بيني تاثيرات و پيامدهاي آن بعد از وقوع است. هشدار اوليه در واقع نشانه‏  قريب‏الوقوع بودن يک بحران است. فرض اساسي بر اين پايه استوار است که بحران‏ها قبل از شروع، پي در پي علائمي را به محيط ارسال مي‏کنند، اين علائم کم سو و معمولاً دير باور هستند اما نشان دهنده رخدادي غير معمول در روند موضوعات از پيش تعيين شده خواهند بود. هشداردهي ، به معناي طراحي نظامي منسجم از علائم وقوع شرايط جديد در آينده و ثبت منظم شواهد است. شايد بتوان گفت، محصول نهايي در تجزيه و تحليل اطلاعاتي، ارائه هشدار يا هشداردهي  است که از طريق برآوردها صورت مي‏گيرد. مأموريت ذاتي دستگاه هاي امنيتي  اطلاعاتي، هشداردهي و آينده شناسي وقايع قبل از بروز و ظهور آنهاست، چرا که در غير اين صورت، اين دستگاه ها صرفاً در حد تاريخ نويسي و وقايع نگاري، متوقف و نسبت به وقايع و بحران‏ها (و فرصت ها) ناآگاه مي‏شوند.

ماهيت هشدار اطلاعاتي

هر ارگانيسم زنده اي داراي تنظيمات و ابزارهاي  براي تشخيص وقوع خطر و انجام عکس‏العمل مناسب در مقابل آن است. اين واقعيت، حتي در ميکرو  ارگانيسم‏ها هم قابل مشاهده است. به اين وسيله، موجودات به سرعت نسبت به شرايط خطرناك و بحراني عکس‏العمل نشان داده و از منطقه خطر خارج مي‏شوند يا با آن مقابله مي‏کنند. براي مثال  درجه حرارت بدن يا درد، نوعي مکانيسم هشداردهي (و البته، پاسخ طبيعي بدن) به عناصر مهاجم (ميکروبها و ويرو‏س‏ها) است که موجب آگاهي از بروز آسيب در ارگانيسم مي‏شود.

در سيستم‏هاي غير طبيعي و انسان‏ ساخت  نيز اين ابزار براي حفاظت از دستگاه ها تعبيه شده تا در صورت تغيير ناگهاني شرايط، مثل دما يا فشار، سيستم واکنش مناسب را نشان دهد و سازما‏ن‏هاي اطلاعاتي، يکي از مصاديق اين ابزارهاي هشداردهنده به شمار مي‏آيند.

 

ويژگي‏هاي هشدار اطلاعاتي

     تمايزات تشخيص : در واقع، هر نظامي از هشدارها بايد گوياي
شکل گيري تهديد خاص باشد نه اينکه هر هشدار، استعداد نمايش تهديدات و بحران هاي متفاوت را داشته باشد. البته، منظور، مجموعه هشدارهاي مربوط به يک تهديد است و نه صرف يک هشدار، چرا که در طراحي نظام هشداردهي در برابر بروز يک تهديد، بايستي مجموعه اي از شاخص‏ها و نشانه‏ها را به عنوان هشدارهاي هر رخداد يا واقعه تهديدآميز در نظر گرفت.

   در هشدارهاي اطلاعاتي با علائم و نشانه‏هايي روبهرو هستيم که نشان دهنده به خطر افتادن منافع ملي و ارزش هاي اساسي هستند. در عين حال، هشدارها بايستي نشان دهنده تحقق اين شرايط باشند نه آنکه شاخص هاي تهديد باشند. به عبارتي، بين شاخص هاي تهديد ( که ممکن است محقق شوند يا محقق شده‏اند) و هشدار، تفاوت وجود دارد. هشدار صرفاً نشانه و علامت است نه خود تهديد. براي مثال، مانور مشترك کشور همسايه با قدرت خارجي رقيب يا کشف مقادير زيادي سلاح در نقطه مرزي، نشان دهنده فشار و تهديد سياسي  نظامي رقيب يا عمليات تروريستي است، اما نه خود عمليات نظامي يا تروريستي. به سخن ديگر، هشدارها در حکم نشانه و نماد و زمينه تحقق تهديد هستند نه خود تهديد.

   هشدار نوعي انتزاع، تئوري، قياس يا به عبارتي، عقيده است که البته، محصول استدلال منطقي بوده و فرضيه‏اي  قابل اعتبارسنجي است. بنابراين، هشدار عبارت از محصول يا واقعيت عيني نيست. همچنين، هشدار هر چيزي نيست که توسط تحليلگران و سازمان اطلاعاتي توليد مي‏شود. همچنين، هشدار نبايستي به عنوان اطلاعات جاري  در نظر گرفته شود، چرا که در پي ارائه ذهنيتهايي در خصوص بحران‏هاي پيش‏رو است، اما اطلاعات جاري صرفاً درباره بحران ها نيستند. از سوي ديگر، هشدار محصول تلاش عمده تحقيقاتي و فرآيند گسترده جمع آوري اطلاعات، نوعي برآورد احتمالي ، قضاوت و داوري براي تصميم گيرندگان و سياست گذاران  و کمک به آمادگي‏هاي مسووليت اجرايي است. به عبارت ديگر، هشدار بايد در خدمت نظام تصميم گيري قرار گيرد.

   ويژگي اصلي درباره هشدار آن است که اين فرايند بايد به طور مشخص، احتمال بروز خطر ، مخاطره ، تهديد و در نهايت، هر آنچه عنوان بحران بر آن مي‏نهيم را روشن سازد. به زبان روانتر، هشدار، تعيين احتمال بروز حادثه معين با توجه به بزرگي پيامدهاي خاص آن حادثه است که منجر به شکل‏گيري تصور عمومي درباره خطرات و آسيب‏هاي پيش رو مي‏شود و نوعي تصورات مخاطره ها را  ايجاد مي‏کند، با  اين اميد که موجب توليد و تشديد حساسيت ها نزد تصميم گيرندگان شود و پاسخ هاي مخاطرهها را دريافت کند.

   غير خطي بودن: غير خطي بودن از خصوصيات تحولات پيچيده جهان است  و هشداردهي در اين عصر با رويکرد تجزيه و تحليل ساده امکان پذير نبوده و بيشتر رويکرد رخداد را به ذهن متصور مي‏سازد تا روند.

 

ابعاد هشدار اطلاعاتي

در مجموع، مي‏توان گفت هشدار سه بعد دارد و هر اشاره‏اي به خطرات و تهديدات، متضمن تأکيد بر اين ابعاد است:

   احتمالات: هشدارها بيان و تصريح احتمالي حادثه نامطلوب خاص در يک دوره زماني معين است.

مطابق ادبيات احتمال در آمار، هشدار، احتمال کمّي وقوع حادثه منفي خاص (و البته فرصت هاي مثبت) است که بايستي مقادير زير را بيان کند:

1) انواع احتمالات : شکل و فرم هر کدام از حالت هاي اتفاق پيش رو (به عبارتي، هيچ‏گاه هشدار منحصر به فرد ارائه نمي شود.)

2) شدت، قوت، فراگيري و دامنه و گستره اتفاق.

   تأثيرات: اينکه هر کدام از حالات (اتفاقات محتمل)، چه پيامدهايي به جا خواهد گذاشت و تأثيرات آن کدام است، اهميت فراواني در هشداردهي دارد. در واقع، آنچه هشدار را معني مي‏کند و تصورات تصميم گيرندگان و دريافت کنندگان محصولات هشداردهي را تحريک مي‏نمايد، درجه بزرگي پيامد‏هاي خاص اتفاق يا روند (يا اتفاق‏هاي) پيش روست. بيان دامنه تأثيرات هشدارهاست که تصورات مخاطرهها را ايجاد مي‏کند. در غير اين صورت، هشداردهي بي تأثير خواهد بود. به اين دليل است که مفهوم يا رهيافت بزرگ‏نمايي مخاطرهها  مطرح شده است. بزرگ نمايي هشدارها، به عنوان آسيب نظام هشداردهي، هنگامي است که تحليل گران و هشداردهندگان در پيامدهاي تحقق هشدار مبالغه مي‏کنند و بنابراين،
« پاسخ‏هاي بيش از حد »را در نظام تصميم‏گيري ايجاد مي‏کنند. در عين حال، صرف نظر از مبالغه‏هاي احتمالي، هر هشداري بايد به طور شفاهي، پيامدها، عواقب، نتايج و کارکردهاي مستقيم و غير مستقيم و آشکار و پنهان عملي شدن هر اتفاق را روشن سازد.

   اولويت‏دهي :  در نظام هشداردهي، بايستي اتفاق يا خطرات به طور منطقي رتبه‏بندي شوند، يعني مشخص شود احتمال وقوع کدام سناريو يا حالت از هشدار بيشتر است. اين امر از آن رو اهميت دارد که هشدارهاي مربوط به هر موضوع امنيت ملي (براي مثال، تدابير عملياتي گروه تروريستي ) تک حالتي نبوده و آن گروه، احتمالاً چند راهکار پيش روي خود دارد. آنچه در اين ميان مهم است و به طور ويژه‏اي براي مديران تصميم ساز، کاربرد فراوان دارد، اولويت احتمالات است و اينکه کدام سناريو محتمل الوقوع‏تر است و به چه ميزان؟ تعيين اين اولويت، موجب مي‏شود تصورات مخاطره‏اي مديران دقيق تر و حرفهاي‏تر شکل پذيرد، ضمن آنکه پيش آگاهي نسبي آنها نسبت به ساير احتمالات نيز به وجود آمده است.

اين پيش آگاهي نسبي  نسبت به ساير احتمالات و هشدارها  موجب ميشود در صورتي که از قضا  ساير هشدارهاي کم اهميت تر محقق شوند، مديريت اجرايي، کمتر دچار شرايط غافلگيري ذهني شود و در عين حال، پيش‏بيني‏ها و تدابير عملياتي لازم را براي حالات کم اهميت تر در نظر بگيرد. بنابراين، منظور از رتبه‏بندي آن است که هشدارهاي ارائه شده درباره هر خطر امنيتي مشخص، از نظر احتمال وقوع و نيز دامنه تأثيرات، رتبه‏بندي شوند.

 

اصول مترتب بر هشداردهي

اصل سرعت: اين اصل در تصميمات امنيتي و حياتي کشور جايگاه ويژه‏اي داشته و هشداردهي در صورتي موفق ميگردد که از عنصر غافلگيري جلوگيري نمايد که اين اصل را مد نظر قرار دهد.

اصل دقت: هشداردهي با ضريب خطا همراه مي‏باشد اما بايد توجه داشت در تصميم‏گيري‏هاي حيثيتي اين اصل به شدت بايستي دنبال گرديده، برجسته و شفاف گردد.

اصل ميزان روايي: اعتبار و صحت هشداردهي بر پايبندي مشتري و پشتوانه حمايتي و سياستي آن تاکيد داشته و مسير فعاليت اطلاعاتي را در نظام هموار مي‏سازد.

 

سامانه هشداردهي با تمرکز بر علائم ضعيف

تشخيص خطر امري نسبي است و به رغم ضرورت طراحي نظام جامع از شاخص‏هاي عيني و قابل سنجش که مورد وفاق جامعه تحليل‏گران در مجامع تصميم‏گيري باشد، در نهايت، فرايند تعيين خطرات، امر فرهنگي – اجتماعي و زمينه‏مند است. به عبارتي، اينکه چه چيزهايي مرکز نگراني مي‏شوند، تابع شرايط متعدد فرهنگي  سازماني و
تجربه هاي قبلي است.

تشخيص مخاطرات و ارائه هشدارها، يک سازه اجتماعي است که به وسيله جريانات، اطلاعات، ساختارهاي نهادي، رفتارهاي اجتماعي و گروهي و پاسخ‏هاي قبلي فرد هشداردهنده ساخته مي‏شود. اين نکات نشان‏دهنده اهميت آن است که چه کسي و تحت چه شرايطي، مخاطره را تشخيص مي‏دهد؟ خلاصه آنکه، هشدارها و هشداردهي، يک امر فرهنگي اجتماعي است و بنابراين نوعي نسبيت بر آن حاکم است. در طراحي نظام هشداردهي بايد بتوان بر اين محدوديت يا مضيقه‏ها فائق آمد، چرا که نظام تصميم‏گيري و مديران اجرايي را نمي‏توان در شرايط کاملاً نسبي و متزلزل قرار داد. سامانه مورد نظر بايستي مترتب بر علائم ضعيف بوده و با توجه به ادبيات نوين آينده پژوهشي به نظر ميرسد اين سامانه بايد در برگيرنده رصد و پايش مبتني بر مدل ديدباني آينده پژوهي باشد.

   تمرکز بر مطالعات آينده‏شناسي: در حوزه و موضوعات مختلف امنيت ملي، رويکرد و نگاه تمامي دست اندرکاران مسائل امنيتي بايد رو به آينده باشد و نهادها و تحليلگران بايد خود را از چنبره وضع موجود (که روزمرگي را به دنبال خواهد داشت) برهانند. به اين منظور و با ارتقاي آموز‏ش‏هاي تخصصي آينده‏نگري و به کارگيري روش‏ها و تکنيک‏هاي متعدد کمي، کيفي و ترکيبي در حوزه مطالعات آينده، درباره وضعيتهاي « محتمل » و « ممکن » مي‏توان به تشخيص انواع حالات پيش رو، همت گماشت. تأکيد بر اين امر به معناي ناديده‏ انگاشتن فضاي احتمالي نيست. همچنين، توجه به اصل کلي و عمومي حاکم بر تمام تکنيکهاي آينده‏نگري که همانا رصد و تشخيص عوامل، متغيرها و فرآيند هاي مؤثر بر پديده تحت بررسي است، نبايد ناديده گرفته شود، چرا که وضعيت پديده در آينده، کاملاً و همواره تحت تأثير متغيرهاي علّي (و مکانيسم علّي ناشي از آن علل) است. همينطور بايد به متغير‏هاي به ظاهر کم تأثير، روندهاي نوظهور و متغيرهايي که ممکن است ناگهاني بروز و ظهور يابند، توجه داشت. خروجيهاي فرآيندهاي آينده شناسي، معمولاً تصورات و برداشت هايي از انواع آيندههاي محتمل‏تر يا محتمل الوقوع‏تر ارائه مي‏کند که در اولويت‏هاي تحليلي قرار مي‏گيرد.

   تعيين نظام علائم و نشانه ها: پس از اينکه روشن شد کدام وضعيت (يا وضعيت‏ها) محتمل‏الوقوع‏تر هستند، مي‏بايست علائم و نشانه‏هاي خاص هر وضعيت که تحقق آن وضعيت را نشان مي‏دهند، مشخص شود. در ابتدا علائم ضعيف شناسايي مي‏شوند: « علائم مربوط به پديده‏اي که به طور نسبي کمتر معلوم بوده و ضعيف احساس شده يا اينکه به طور ناچيز توزيع شده باشد.» و در مرحله بعد تبديل علائم هشداري ضعيف به علائم قوي در دستور کار قرار مي‏گيرد. اين مراحل در بر گيرنده موارد زير خواهند بود:

الف: ظهور علائم هشدار ضعيف

ب: شناسايي منبع اصلي تهديد(علائم ضعيف)

ج: شکل تهديدات عيني و محسوس گردد.

د: واکنش‏ها و پيامدهاي ناشي از تهديدات رصد و درک شود.

ه: پيامدهاي واکنش‏ها قابل پيش‏بيني شوند.

   رصد و پايش مستمر شاخص ها: پس از انجام مرحله دوم، تحليلگران و نهادهاي هشداردهي بايد وضعيت تحقق عيني و خارجي و بروز و ظهور هر علامت را پيگيري و شناسايي کنند. در اين خصوص موضوع مورد نظر در قالب زمينههايي مثل قاچاق يا تروريسم و... از ابعاد مختلف مورد پايش و پويش قرار مي‏گيرد. بايد توجه داشت که رصد و پايش‌‌در برگيرنده شناسايي و تحليل بوده و در پاسخ اين سوال که چه موضوعاتي بايد ديدباني شوند؟ مطرح مي‏گردد: هر موضوع و عامل و به طور کلي هر چيزي که روي کار ما اثر داشته باشد. بايد توجه داشته باشيم که ديدباني پروژه نيست و يک فرآيند مستمر و پيوسته است که از رويکرد مواد خام به معلومات و سپس به تحليل مي‏رسد.

   تهيه گزارشهاي هشداردهي:محصول نهايي فرآيند هشداردهي، تعيين وضعيت موضوع تحت بررسي و ميزان دوري و نزديکي آن با سناريوي محتمل يا پيش‏بيني شده است. در اين جا، شکاف و فاصله ميان وضع فعلي پديده با وضعيت پيش بيني شده، حائز اهميت است. همچنين، اعوجاجات و انحراف پديده از پيش‏بيني‏هاي انجام شده و شکل‏گيري وضعيت‏هاي جديد (پيش‏بيني نشده) نيز در همين جا رخ مي‏دهند که نيازمند انعطاف پذيري تحليلي بالاي تحليلگران و کارشناسان است. در اين صورت، نظام تصميم‏گيري در سطح ملي ، محلي و موضوعي، نسبت به رويدادهاي احتمالي پيش‏آگاهي پيدا خواهد کرد و از آنها پيش مي‏افتد. در اين صورت است که احتمال غافلگيري در بعد ذهني و رواني و نيز در بعد اجرايي  عملي و سازماندهي کاهش مي‏يابد.

انتهای پیام/