سایتهای ادارات

بخشداری اصلاندوز

 



آخرین اخبار



پربازدیدترین اخبار


کد مطلب: 25742
تاریخ انتشار: ج, 1396/04/30 - 16:37
دلایل و عوامل شکل گیری آسیب های اجتماعی مشابه موضوع آتنا اصلانی در جامعه ما عنوان یادداشتی است که استاد جامعه شناس به آن پرداخته است.

به گزارش خبرنگار ارس تبار،داود عبداللهی دکترای جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی به بهانه جنایت قتل آتنا اصلانی دختر بچه پارس آبادی یادداشتی در اختیار ارس تبار قرار داده که در ادامه می آید..

متاسفانه در روزهای گذشته خبر جنایت هولناک مربوط به آتنا  اصلانی کودک پارسابادی همه ما را در بهت و ماتم بزرگی فرو برد،در کنار این حزن و اندوه فراگیر و بعد از فروکش کردن نسبی احساسات و افکار عمومی لازم است با نگاه علمی به تحلیل چگونگی و دلایل و عوامل آسیب های اجتماعی از این دست پرداخته شود.

با توجه به مختصات جنایت مزبور، هندسه این جنایت وقیح مثلثی را می سازد که در یک ضلع آن شخص قاتل،ضلع دیگر محیط(محیط های خلوت شهری و آسیب خیزی آن) و ضلع سوم راقربانی و بستگان او( آتنای کودک و خانواده داغدیده او)تشکیل می دهد.تاکید این یادداشت بر هم ارزی هر سه ضلع در وقوع جنایت است به نظر می رسد تامل در محتوای این یادداشت قدری خانواده ها را به تامل جدی برانگیزد،

تاکید این یادداشت بیشتر بر نقش عوامل محیطی وقوع این جنایت وحشیانه است ذکر این نکته لازم است که این تاکید به معنی انکار ابعاد و منظرهای تحلیلی دیگر مانند روانشناسی قاتل آتنا نیست وانگهی در فضای مجازی و در مطبوعات در خصوص ابعاد روانشناختی قاتل مباحث زیادی بیان شده است اما آسیب شناسی اجتماعی موضوع و توجه به بسترهای اکولوژیک مغفول مانده است. باشد که این یاداشت قدری همه ما از والدین کودکان گرفته تا مسئولان شهری به تامل جدی وادارد تا با طراحی تدابیر مناسب از وقوع حوادث هولناک بعدی جلوگیری شود.

دلایل و عوامل شکل گیری آسیب های اجتماعی مشابه موضوع آتنا اصلانی در  جامعه ما چیست؟

بعنوان آسیب شناس اجتماعی معتقدم یکی از مشکلات عمده در بحث آسیب های اجتماعی این است که بنظر می رسد اراده قویی در جامعه وجود دارد که سعی می کند آسیب هایی اجتماعی را نه از منظر جامعه و ساختارهای آن بلکه از منظر روانشناسی فردی تحلیل و تبیین کند تاخیر در تولد امر اجتماعی در جامعه ما و استعمار آن توسط امر فردی باعث شده است رویکردهای تحلیلی به مسائل جامعه به حاشیه رانده شود و به همین دلیل عدم کارگشایی از آسیب های اجتماعی نتیجه کاربست دیدگاهها و آموزه های روانشناختی صرف است، رویکرد "تقلیل گرایی روانشناختی به امر اجتماعی" از مشکلات عمده در تحلیلها و تبیین های مربوط به آسیب های اجتماعی است گرچه نقش عقده های کودکی و شرایط تربیت خانوادگی و ویژگی های شخصیتی افراد در وقوع جرایم انکار ناپذیر است اما تحدید عوامل این آسیب ها به امر فردی و روانی(روانشناسی زدگی) نه تنها به تقلیل گستره آسیب های اجتماعی کمکی نکرده است که به توسعه آن هم منجر شده است،استفاده از تئوری های روانشناسی در تحلیل آسیب های فردی و اجتماعی نباید به بهای نادیده انگاری ماهیت امر اجتماعی تمام شود چرا که امر اجتماعی قانونمندی خاص خود را دارد و طبعا با مفاهیم و دیدگاه های فردمحور متداول در روانشناسی قابل بررسی نیست چه در این صورت امر کلان و اجتماعی( Social) را به امر فردی تقلیل داده و به نوعی توپ را به میدان فرد انداخته ایم در نتیجه عوامل و شرایط محیطی موثر را نادیده خواهیم انگاشت،از این رو نگاه جدی به مقوله آسیب های اجتماعی مستلزم اتخاذ رویکردهای اجتماعی خاص خود می باشد.

بقول یکی از علمای اجتماعی علت تعیین کننده یک واقعیت اجتماعی را باید در میان واقعیت های اجتماعی ماقبل آن جستجو کرد نه در حالات آگاهی فردی(ریتزر،1393 ). بنابراین نمی توان و نباید با رویکرد فردمحور روانشناختی، برای آسیب های اجتماعی نسخه پیچید چون روانشناسی نسخه برای مسائل و مشکلات فرد می پیچد و جامعه شناسی نسخه برای مشکلات جامعه،مسائل اجتماعی قانونمندی و قواعد متفاوت با مسائل فردی دارد.

نگاه جامعه شناختی به آسیب های اجتماعی

در ادبیات جامعه شناسی آسیب شناسی اجتماعی، دیدگاه ها و منظرهای تحلیلی متعددی وجود دارد که برای تبیین و تحلیل پدیده پیچیده و چند وجهی آسیب اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند در اینجا به بخشی از این دیدگاه ها اشاره می شود گواینکه از دیدگاه های دیگری هم می توان موضوع را مورد واکاوی قرار داد.

وجود آسیب های اجتماعی در جهان - زیست ما دلایل و عوامل متعددی دارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می کنیم جامعه امروز ما دچار آفتی بس بزرگتر از آسیب های اجتماعی شناخته شده در افکار عمومی است که چندان متاسفانه مورد توجه قرار نمی گیرد بیماری نهفته ای به نام بی تفاوتی اجتماعی، این بیماری بسیار نگران کننده بوده و عواقب و پیامدهای خطرناکی می تواند به بار بیاورد، افول سرمایه اجتماعی و مولفه های آن از جمله اعتماد اجتماعی و حاکمیت هنجارهای اجتماعی از پیامدهای چنین امری است،در زیست - جهان شهری بدفعات مختلف بی تفاوتی هایی را شاهد بوده و هستیم که نوعا معلول ضعف پیوندهای اجتماعی بین شهرنشین هاست، این واقعیت معلول تقلای بیش از حد ما به  شهرنشینی و شهری شدن است.

روانه شدن سیل مهاجرین به شهرها و تورم جغرافیایی جمعیت شهری در حاشیه شهرها، شرایط بس خطرناکی را به بار آورده است(تراکم زیستگاه آسیب های اجتماعی)، عدم احساس قرابت عاطفی و به تبع آن به حداقل رسیدن روابط و تعامل شهرنشین ها، مکان های شهری رابه بستری مناسب برای رشد آسیب های اجتماعی تبدیل می کند. نگرانی عمیق تر زمانی بیشتر می شود که گاهی مشاهده می شود افراد براحتی و با بی تفاوتی از کنار این آسیب های ریز و درشت می گذرند بدون اینکه واکنش درخوری نشان دهند، گاهی فراموشمان می شود که بی تفاوتی به آسیب های اجتماعی تلویحا به معنای تایید آنها نیز هست بعنوان نمونه مشاهده نابهنجاری اجتماعی و اخلاقی در صحن عمومی و بی تفاوت از کنار آن گذشتن نوعا تهدید اصل مسئولیت اجتماعی و تعهد مدنی است،چنین وضعیتی حاکی از ناکارامدی دستگاه های فرهنگی، اجتماعی و نظارتی شهری است که نتوانسته اند تعهد مدنی را به ذهنیت عمومی جامعه و یاگفتمان غالب تبدیل کنند، آنهاآگاهانه یا ناآگاهانه در ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی در شهر تعلل و کوتاهی کرده اند، مساله تراژیک و ناراحت کننده قتل آتنا بدرجاتی از این موضوع متاثر بوده است او قربانی بی تفاوتی دیگرانی شد که در محیط روزمرگی او بودند. حضور و نمود فراگیر نظارت اجتماعی و چشمان ناظر به الگوهای رفتاری عابرین کوچه و خیابان نقش تاثیر گذاری در کنترل رفتارهای مجرمانه دارد.

ضعف یا مرگ اخلاقیات و باورهای دینی می تواند سهولت ارتکاب جرم و جنایت را افزایش دهد از این رو احیای اخلاق و ارزشهای دینی تضمینی برای سلامت جامعه است، ضعف اخلاق و باورهای دینی در افراد(بازدارنده های درونی) آنها را مستعد انواع بزهکاری اجتماعی خواهد کرد.کم کاری و ناکارامدی مکانیزم های بازدارنده بیرونی در قالب فریضه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر(کنترل کننده های نرم) و دستگاه های نظارتی و انتظامی(کنترل کننده های خشن یا سخت) و یا تاخیر حضور در بالین جامعه و محیط وقوع جرم، می تواند به احساس حاشیه امن و حیاط خلوت برای افراد فرصت طلب منجر شود و آستانه جرم زایی آنها را افزایش دهد. از این رو ناکارآمدی بازدارنده های درونی وبیرونی باید ما را به بازنگری دراین مکانیزم ها و اصلاح و بازسازی آنها وادارد.

از منظری دیگر می توان تداوم جرم و جنایت در جامعه را ناشی از عدم موازنه جرم ارتکابی با کیفیت مجازات آن دانست بعبارتی چنانچه بین بزه یا جرم ارتکابی و کیفیت و کمیت مجازات سنخیت و تناسبی نباشد جرم تداوم خواهد داشت بنابراین بازنگری در مجازات تعیین شده بویژه در چارچوب های قانونی آن ضروری بنظر می رسد.مادامی که مجازات متخلفین تناسبی با نوع و کیفیت جرم ارتکابی نداشته باشد احتمال تکرار جرم بالا خواهد بود از این رو لازم است هزینه اجتماعی آسیب هایی از این دست را بسیار بالا برد تا احدی جسارت هتک حرمت به هنجارهای عرفی، دینی و رسمی را نداشته باشد شاهد عینی این مساله مورد اسید پاشی است عدم برخورد متناسب با متخلفین این جرم شرایطی را پدید اورده است که هر از گاهی اخبارمربوط به اسید پاشی و قربانیان اسید پاشی در رسانه ها و فضاهای مجازی طنین انداز می شود، امنیت اخلاقی و سلامت جامعه مستلزم قوانین سفت و سختی است تا مجال جرم زایی را به متخلفین و افراد خاطی ندهد.

جنایت قتل آتنا از دیدگاه اکولوژی اجتماعی هم قابل بررسی است طبق این رویکرد بین جرایم و وضعیت مکان های شهری همبستگی وجود دارد. در مکان هایی از شهر که نوعی احساس رهاشدگی  وجود دارد(مناطق حاشیه نشین شهری) احتمال وقوع جرم و جنایت بالاست. احساس رها شدگی فراغت بالی برای افراد مستعد بزه فراهم می آورد که در اثر آن احتمال ارتکاب جرم افزایش پیدا می کند. بقول جین جیکابز در شهرهای ما به دلیل معماری نادرست شهری، تعاملات انسانها خدشه دار شده و بخاطر ضعف یا ناکار آمدی کنترل کننده های اجتماعی، احتمال وقوع جرم بالاست او در کتاب «مرگ  و زندگی شهر های بزرگ آمریکا» از «ایده چشمان ناظر در خیابان» یاد می کند که در صورت احیای آن از اعمال جنایت آمیزدر شهر جلوگیری شده و امنیت کنشگران و ساکنین شهری اعتلا می یابد،ضعف در معماری مناسب فضاهای شهری نگاه و نظارت عمومی را  کاهش می دهد و شهر و فضاهای شهری را به مکانی بسیار خطرناک و آسیب پذیر مبدل می سازد،بنظر می رسد این موضوع در قتل آتنا هم مصداق دارد. اگر درایت تیم بازرسی  و تحقیق در مورد محل وقوع جرم و محتوای دوربین های مغازه های مجاور نبود شاید به این زودی پرده از این جنایت وحشتناک برداشته نمی شد و جنایت کماکان در هاله ابهام باقی می ماند.

گاهی وجود نقاط کور در معماری فضاهای شهری( کوچه ها، مغازه ها، خیابان ها، آپارتمان ها، اماکن دولتی و...) و عاری از نظارت دیگران(چشمان مشرف بر محیط) شرایط را برای مجرمین و بزهکاران متجاهر فراهم می سازد به همین خاطر پوشش فضاهای کور شهری( خلوت و تاریک و جرم خیز) نکته بارزی است که مدیریت شهری باید آن را مورد توجه جدی قرار دهد تجربه زیست شهری زنان و دختر بچه ها در مسیرهای تردد روزانه آنها یکی از مواردی است که صرفا با پژوهش های کیفی پدیدارشناسانه می توان آنها را بازشناخت. از این رو  ضروری است در طراحی شهرهای جدید و معماری فضاهای شهری به مساله امنیت و مهمتر از آن احساس امنیت زنان و کودکان توجه جدی بشود طراحی فضاهای نامناسب شهری می تواند به احساس ناامنی این گروه دامن بزند و راهکار رفع این نگرانی ها، الزام سیاستگذاران و مدیران شهری به رعایت اصل مورد تاکید مقام معظم رهبری با عنوان "پیوست فرهنگی درمعماری" شهری است با ورود و رعایت جدی این مبحث در معماری فضاهای شهری می توان از نرخ آسیب های اجتماعی در کوچه و خیابان و فضاهای مسکونی مجتمع های شهری کاست .

در کنار این موارد توجه خوانندگان عزیز را به این نکته پایانی و البته مکمل بحث فوق جلب می کنم که آموزش مهارت های خود- مراقبتی و شیوه های مراقبت از اعضا،آشنا کردن کودکان و نوجوانان دختر با بخش های خصوصی بدن آنها توسط خانواده، رسانه و مدرسه آنها را در برابر آسیب هایی از نوع آسیب آتنای عزیز مصون می سازد در واقع حادثه هولناک آتنا زنگ خطر وجود یک خلاء جدی در این زمینه را به صدا در آورد به این معنا که باید آموزش و پرورش، بهزیستی، رسانه و دفاتر مشاوره در کنار والدین سعی کنند با اقدامات مناسب تابوی موجود در این زمینه را برطرف کنند. جامعه باید بداند که آشنا کردن کودکان و نوجوانان با اعضای خصوصی بدن و آموزش شیوه های خود صیانتی و مراقبت از خود،و نحوه واکنش نشان دادن به افرادی که قصد آزار و اذیت آنها را دارند و یا وقتی در محیط های پرخطر قرار می گیرند می تواند ضریب مقاومت آنها در برابر آسیب هایی اجتماعی مختلف را افزایش دهد در غیر اینصورت باید نگران و مترصد تداوم آسیب های اجتماعی از این دست بود. این مهارتها کودکان و نوجوانان را در برابر بسترهای محیطی خطرناک و آزار و اذیت دیگران ایمن می سازد توجه جدی به آموزش این مهارت ها به روش علمی و متناسب با اقتضای سنی و جنسی گروه های هدف، آستانه آسیب پذیری این آنها را بالا می برد این رویکرد در آسیب شناسی مسائل کودکان و نوجوانان سالهاست که در کشورهای مختلف آغاز شده است، لازم است در این زمینه مجتواهای آموزشی و پیام های خود مراقبتی مناسب از طریق جزوات، بروشورها و ابزار های هنری مانند انیمیشن و تیزرهای اموزشی و کارتونی، به والدین،کودکان و نوجوانان آموزش داده شود.

هرچه دانش والدین بویژه مادران در این زمینه افزایش پیدا کند گام بزرگی در توانمندسازی کودکان و نوجوانان در برابر آسیب های اجتماعی برداشته خواهد شد و از رهگذر آن سالم سازی زیست جهان دختربچه ها، کودکان و نوجوانان تحقق خواهد یافت. با توجه به گسترش فضاهای مجازی و کثرت صفحات پورنو آن و در نتیجه دسترس پذیری این فضاهای آسیب زا برای کودکان و نوجوانان، مسامحه والدین در این زمینه موجه نیست چرا که هرنوع کوتاهی در آموزش این مسائل و مهارت ها  می تواند عواقب بسیار خطرناکی برای کودکان و خانواده ها بدنبال داشته باشد.

انتهای پیام/