آخرین اخبار



کد مطلب: 21528
تاریخ انتشار : پ, 1395/03/13 - 10:54
یک عضو هیئت علمی دانشگاههای اردبیل ازدواج های زودرس و پیش تر از سن پختگی را برای دختران و پسران نگران کننده تلقی می کند.

"داود عبدالهی"دکترای بررسی مسائل اجتماعی از دانشگاه اصفهان و عضو هیئت علمی دانشگاههای اردبیل به سئوال مطرح شده پایگاه خبری ارس تبار پاسخ گفته و دیدگاههای خود را در این حوزه بیان کرد که در چند بخش منتشر می‌شود.

ازدواج و تشکیل خانواده قبل از بلوغ جنسی مستلزم احراز بلوغ عقلی و اجتماعی است

اندیشمندان علوم اجتماعی از عبارتی استفاده می کند که از آن به کارکرد چندگانه تعبیر می شود و منظور از آن این نکته است که همه پدیده های اجتماعی جامعه در کنار داشتن آثار و نتایج مثبت دارای آثار و نتایج منفی و پیامدهای حساب شده و عمدی و گاهی  پیامدهای غیرعمدی می باشند موضوع تقابل تاریخی سنت و مدرنیته نیز چنین است گرچه در آموزه های سنتی ازدواج در سنین پایین برای دختران و پسران امر پسندیده ای تلقی می شود اما توجه به این نکته خالی از لطف نیست که همواره به اذعان علمای دینی و متخصصین روانی و جامعه شناسان احراز ویژگی های خاصی از سوی دختران و پسران نوجوان و جوان هنگام ازدواج لازم و ضروری دانسته شده است چه ازدواج و تشکیل خانواده - که به فرموده معصومین علیهم السلام معادل کامل شدن نیمی از ایمان مسلمان می باشد – قبل از بلوغ جنسی مستلزم احراز بلوغ عقلی و اجتماعی است.

بقای شجره طیبیه ازدواج و خانواده در گرو داشتن حس مسوولیت پذیری هر دو طرف است

بعبارت ساده تر بلوغ جنسی دختران و پسران هنگام ازدواج شرط لازم هست اما کافی نیست چرا که بقای شجره طیبیه ازدواج و خانواده در گرو داشتن حس مسوولیت پذیری هر دو طرف می باشد نمی توان از دختر و پسری که از مفهوم مقدس خانواده و مسئولیت های مترتب بر آن در عین حال از الزامات حقوق و تکالیف زنانه و مردانه درک درستی ندارند انتظار وفاداری و عشق ورزی داشت افراط و تفریط در این زمینه مصداق "از دوسوی بام افتادن است " شکی نیست ازدواج امر مبارک و مقدسی است و دست اندرکاران جامعه باید همه تمهیدات و پیش نیازهای ازدواج اسان را مهیا سازند اما توجه به این نکته مهم است که این تمهیدات نباید صرفا به تامین منابع مادی (مانند دادن وام ازدواج و اشتغال و نظایر آن ) محدود شود بلکه اموزش های مناسب برای پذیرش مسوولیت خطیر زن و شوهر و به تبع آن پدر و مادری ضروری است متاسفانه مقوله ای که مدتهاست در جامعه ما خلا آن احساس می شود و البته متولی مشخصی هم ندارد اگر دستگاه های عریض و طویل و موازی کار متعددی اسما و روی کاغذ دستی در امر ازدواج دارند اما با وجود این پرداخت به امر ازدواج در کشور امر تعارفی بوده و مغفول مانده است و از سر اتفاق به یمن غیبت عملی این دستگاه ها و نبود اموزش های خانواده پیش از ازدواج مناسب و ناکارامدی اندک شیوه های اموزشی تاریخ گذشته در این خصوص، در سالهای اخیر شاهد ریزش ازدواج های تازه صورت گرفته و افزایش طلاق هستیم.

از هر 100 ازدواج ثبت شده در کشور نزدیک 20 مورد در دو سال اول زندگی مشترک به طلاق منجر می شود

فراموش نکنیم امروزه نرخ طلاق واقعی و ثبت شده (منهای طلاق های عاطفی و ثبت نشده ) در کل کشور 20 درصد هست این آمار تکان دهنده و نگران کننده نشان می دهد از هر 100 ازدواج ثبت شده در کشور نزدیک 20 مورد در دو سال اول زندگی مشترک به طلاق منجر می شود این میانگین کشوری طلاق و ازدواج مبین خیلی از واقعیت های تلخ جامعه است در اینجا هدف نگارنده زیر سوال بردن عملکرد نهادهای دولتی و یا کم کار نشان دادن آنها نیست (مثلا کم کاری بانک ها در دادن وام ازدواج و یا کارافرینی) چرا که بزعم نگارنده ازدواج قبل از اینکه یک امر اقتصادی باشد یک امر فرهنگی – اجتماعی است  و مادامی که زمینه های فکری و باوری افراد (اعم از مسوولین و والدین و خود دختران و پسران) تغییر مناسب پیدا نکند باید روند افزایشی طلاق را در سالهای نه چندان دور به انتظار بنشینیم .

ازدواج زودهنگام و بدون داشتن پیش شرط ها به طلاق آنی و بی دردسر مبدل خواهد شد

وانگهی اگر بپذیریم که ایران در حال تجربه گذار از سنت به مدرنیته است باید اذعان داشت وضعیت اسفبار آسیبهای اجتماعی جامعه امروز مرهون چنین حالت برزخی است (در میانه سنت و مدرنیته اما محروم از هردو) چون در چنین شرایطی هنجارها و ارزش های سنتی کارایی خود را ازدست داده و ارزش ها و هنجارهای نوین شکل مناسب پیدا نکرده و تثبت نیافته اند در این آشفته بازار(آنومی) اجتماعی هم ازدواج و تشکیل خانواده از فرم و سیاق سنتی خود خارج خواهد شد و هم امر طلاق بصورت یک واقعیت هنجارمند و البته عادی و رایج ارزشگذاری خواهد شد به زبان ساده تر ازدواج زودهنگام و بدون داشتن پیش شرط های فکری - مهارتی و باوری  به طلاق آنی و بی دردسر مبدل خواهد شد .رخداد چنین امری هزینه های اجتماعی جامعه را افزایش خواهد داد چرا که بواسطه نقصان در امر تولید مثل اجتماعی (مراقبت و نگهداری و بهداشت عمومی فراگیر از سوی دستگاه های متولی دولتی) تولید مثل زیستی افراد نیز به خطر خواهد افتاد (طلاق بخاطر فقر مالی و بیکاری و فقدان مهارت های زندگی بین زوجین جوان و حتی نوجوان ).

برداشت نادرست از مفهوم عشق بسیار نگران کننده است

متاسفانه هنوز نظام آموزشی ما در مدارس با مقوله ازدواج بشکل تابو و خط قرمز نگاه می کند و فکر می کند "انکار امر واقع به معنای عدم آن است  و ندیدن حقیقت به معنای نبودن آن " در حالی که واقعیت غیر قابل انکار این است چه بخواهیم و چه نخواهیم رسانه هایی چون ماهواره و اینترنت و شبکه های مجازی آن در حال بازتولید فرهنگ نوینی برای نسل نوجوان و جوان جامعه سنتی ما هستند که در آن ازدواج و طلاق بگونه ای متفاوت از فرهنگ و دین بازنمایی می شود پرواضح است که امروزه در اثر توسعه فراگیر شبکه های ماهواره ای و فناوری شبکه های اینترنتی و اطلاع رسانی های هنجار شکنانه انها ، دانش عمومی دختران و پسران نوجوان به مراتب از اطلاعات زن و مرد 50 ساله بیشتر شده است و همین امر باعث سبقت بلوغ جنسی بر بلوغ عقلی و اجتماعی این قشر شده است که گاهی خود را در اشکال متنوع و مختلفی از هزینه های اجتماعی مانند خیانت در زندگی مشترک ،  طلاق عاطفی، ازدواج سفید و عشق مثلثی و موارد متعدد دیگر نشان داده و بر جامعه تحمیل می کند. برداشت نادرست از مفهوم عشق و محدود کردن آن به یک دایره بسته جنسی که فارغ از هر مسئولیت اجتماعی است بسیار نگران کننده است. آموزش های رسانه ها از یکسو و فقدان سواد رسانه ای نزد خانواده ها و نوجوانان و جوانان همچنین کنجکاوی این قشر در کنار غیبت نظارت و کنترل والدین و فرهنگ سازی دستگاه های ذیربط همه در این میان اثر گذارند.

برنامه مدون و مشخصی برای ازدواج در سنین پایین تر برای دختران و پسران طراحی و اجرا شود

با روشن شدن موضوع این نوشتار یعنی ازدواج زودرس در استان اردبیل و برخی از مناطق و به تبع آن طلاق تصور می رود مسوولین استان و مناطق مورد بحث گرچه می توانند مسرور از رونق ازدواج در سنین نوجوانی و جوانی در استان باشند اما متوجه این نکته هم باشند که فقدان آموزش مهارتهای زندگی برای این گروه در عرض چند سال اینده فروپاشی خانواده ها و طلاق آنها را رقم خواهد زد از این حیث مصداق "نگهداشتن قهرمانی مهمتر از بدست آوردن آنست " لازم است برنامه مدون و مشخصی برای ازدواج در سنین پایین تر برای دختران و پسران از یکسو و والدین آنها از سوی دیگر طراحی و اجرا شوند فراموش نکنیم خصلت اساسی آسیب های اجتماعی دوران اخیر پوست اندازی و تغییر شکل و ماهیت آنهاست و همین امر ضرورت رصد اسیب های اجتماعی را ایجاب می کند بعنوان یک اسیب شناس اجتماعی معتقدم در صورت تعلل و اهمال یا کم کاری در این زمینه باید مترصد بروز اسیب های اجتماعی متعدد بین این قشر در یکی دو سال اخیر باشیم مطمئنا  میزان آگاهی و ناآگاهی والدین دختران و پسرانی که در سنین پایین در مناطق مختلف استان تشکیل خانواده می دهند تعیین کننده است اطلاع رسانی به این گروه و ارائه آموزش های لازم برای آنها ضروری به نظر می رسد و می تواند در شکل گیری ازدواج های عاشقانه و وفاداری زوجین و پختگی اجتماعی آنها گام موثری باشد .

و سخن آخر:

نگارنده امیدوار است در یاداشتی موضوع آسیب های اجتماعی ناشی از ازدواج های سنین پایین تر را در مجال مناسبی مورد تحلیل قرار دهد اما در حد این نوشتار روند ازدواج های زودرس و پیش تر از سن پختگی را برای دختران و پسران نگران کننده تلقی می نماید و راهکار مناسب را فرهنگ سازی امر ازدواج و ارائه آموزش های لازم برای خانواده ها از یکسو و دختران و پسران از سوی دیگر می داند.

انتهای پیام/

 

 

ارسال نظر