آخرین اخبار



کد مطلب: 15086
تاریخ انتشار : د, 1393/09/03 - 14:52
ارس تبار:در میان طوایف شاهسون دو طایفه قوی تر و بزرگتر از سایرین بودند یکی از آنها طایفه قوجابیگلو و دیگری طایفه حاج خوجالو بود.

خبرنگار ارس تبار با "قنبر عبداله وند" پژوهشگر و مدرس دانشگاه از اصلاندوز گفتگوی صمیمانه ای را در مورد تاریخچه عشایر مغان ترتیب داده تا شما مخاطبین گرامی از نقش عشایر شاهسون مغان در دوران جنگ ایران و روس بیشتر بدانید.

وی سخنان خود را این چنین آغاز کرد:پس از شکست ایرانیان در جنگ اصلاندوز و تحمیل شدن دو عهدنامه ننگین گلستان و ترکمنچای در زمان فتحعلی شاه قاجار جنگهای ایران و روسیه به پایان رسید. از آنجایی که  رود ارس به عنوان سرحد دو دولت تعیین شده بود مناطق واقع در ساحل شمالی رود ارس و به تبع آن قسمت اعظم قلمرو قشلاقی و مراتع بسیار غنی ایل شاهسون در قلمرو روسیه قرار گرفت. پس از آن دولت روسیه تزاری به سرعت به فکر تثیبت سرزمینهای جدید افتاد که یکی از اولین اقدامات آن بستن  مرزها به روی شاهسونها و جلوگیری از ورود آنها به چراگاههای زمستانی آن سوی ارس بود.

 

عبداله وند در ادامه افزود:از آنجایی که طوایف شاهسون برای قرنها نصف سال را در آن سوی مرز زندگی کرده بودند و آنجا را وطن مادری خودشان می دانستند، پس از بسته شدن مرزها وضعیت بسیار دشوار و نابسامانی را در این سوی مرز متحمل شدند و دوران سختی را شروع کردند. از دست رفتن بهترین مراتع، ظلم و بیدادگری سالداتهای روسی در حین بیرون راندن شاهسونها از قشلاقات ، از دست رفتن بازار شهرهای سالیان، شیروان، گنجه و قره باغ که آنها مایحتاجشان را از آنجا تامین می کردند واختلافات شدید بین طایفه ای بر سر تقسیم مراتع باقی مانده شاهسونها را نسبت به روسها بی نهایت کینه ای ساخت و در نهایت آنها را به سوی تشکیل یک نهضت مبارزه با اشغالگری سوق داد.

روسها قشلاقات مغان را جولانگاه خویش ساخته بودند

این پژوهشگر و تاریخ شناس شهر اصلاندوز و مغان در ادامه سخنان خود گفت:اما روسها که هنوز اهداف دیگری در سر داشتند حتی برای لحظه ای از قلمرو شمال غربی ایران و سواحل جنوبی ارس غافل نبودند.از جمله این اهداف عمل کردن به وصیت پتر کبیر و  کشاندن پای روسها از سرزمینهای یخ بسته به قلمرو آبهای گرم و به دنبال آن دست اندازی به کشور هندوستان بود که در تصرف رقیب سرسختشان انگلیس قرار داشت. به خاطر این مسئله روسها قشلاقات مغان را جولانگاه خویش ساخته بودند و مرزبانانشان در تمامی روزهای سال از مرز رد می شدند و با بهانه و بدون بهانه به تعقیب و آزار و اذیت شاهسونها می پرداختند.

طایفه قوجابیگلو  و دیگری طایفه حاج خوجالو دو طایفه قوی تر و بزرگتر

وی در پاسخ به سئوال خبرنگار ارس تبار مبنی بر کدام طوایف شاهسون بیشترین نقش را در آن دوران داشتند گفت:در میان طوایف شاهسون دو طایفه قوی تر و بزرگتر از سایرین بودند .یکی از آنها طایفه قوجابیگلو  و دیگری طایفه حاج خوجالو بود. از روسا و جنگجویان بسیار دلیر  این دو طایفه می توان جوادخان حاج خوجالو و بهرام خان و نوروزخان قوجابیگلو را  نام برد. مراتع قشلاقی طایفه حاج خوجالو در اصلاندوز و اطراف رودخانه دره یورد و مراتع ییلاقی شان در دامنه های سبلان قرار داشت. این دو طایفه هیچ گاه سر سازگاری با روسها را نداشتند و اختلافات و درگیری شان با روسها تمامی نداشت. مردان این دو طایفه تا فرصت پیدا می کردند از مرز رد می شدند و مرزبانان روسی را مورد حمله قرار می دادند. سالداتها را می کشتند و اسب ، اسلحه و سیورسات و اموالشان را به غنیمت می بردند. این جریان سالها ادامه داشت تا این که چند درگیری بزرگ در بیله سوار و اصلاندوز بین طوایف قوجابیگلو و حاج خوجالو و سالداتهای روسی پیش آمد و هر بار روسها با دادن تلفات سنگینی به آن سوی مرز عقب نشستند. در یکی از این درگیریها که در اصلاندوز رخ داد حدود پانزده سوار روس که در راس آنها افسری با درجه پالکونیک یا سرهنگی قرار داشت به بهانه تعقیب دزدان اسب به اصلاندوز تاختند و پس از جرو بحث با محمودخان پدر جوادخان که در آن موقع دوران کهنسالی را سپری می کرد تعداد زیادی از مرغوبترین اسبهای طایفه را به قصد توقیف از ایلخی جدا کردند. در این موقع جوادخان از راه رسید و درگیری بسیار خونینی رخ داد. بیش از ده سوار روس به دست جوادخان و چند تن از حاج خوجالوها کشته شدند و بقیه همراه فرماندهشان به آن سوی مرز گریختند. به دنبال این حادثه روسها با سالداتها و تجهیزات بیشتری از رود ارس گذشتند و به اصلاندوز حمله کردند. این حادثه مصادف با کوچ شاهسونها به ییلاق بود. به دستور جوادخان و عموی وی حاج حضرتقلی خان مین باشی افراد  بار و بنه را بر پشت شترهای نر بار نمودند و همه زنها و بچه ها و افراد سالخورده را  همراه چوپانها وگله ها به سمت ییلاق حرکت دادند. خان و جنگجویان طوایف حاج خوجالو ، گیکلو و گبلو راه را بر سالداتها بستند. جنگ سختی در نقطه ای مابین تپه نادری و رودخانه دره یورد در گرفت. تعدادی از افراد خان در حین تاخت مورد اصابت گلوله سالداتها قرار گرفتند و کشته شدند. اما روسها که انتظار حمله بزرگی را نداشتند شدیدا غافلگیر شدند و از آنجایی که در زمین نسبتا هموارتری قرار گرفته بودند، تلفات شدیدی را متحمل شدند . پس از ساعتها جنگ و گریز در نهایت روسها با رهاکردن دو عراده توپ شراپنل به آن سوی ارس عقب نشینی کردند. افراد خان پس از جمع سلاحها و مهمات غنیمتی توپها را به سمت تپه ماهورها حرکت دادند و در بالای تپه بزرگی نزدیک به قشلاق اژدربیلوی فعلی قرار دادند که آن نقطه امروزه  نیز توپ چکیلن نامیده می شود.

روسها دست به انجام یک عملیات بزرگ علیه شاهسونها زدند

قنبر عبداله وند افزود:پس از این حوادث و جنگ خونینی که بین سالداتهای روس و جنگجویان طایفه قدرتمند قوجابیگلو در بیله سوار رخ داد، روسها دست به انجام یک عملیات بزرگ علیه شاهسونها زدند. یک ژنرال روسی به نام فیدارف که شاهسونها او را به خاطر مدالهای روی سینه اش پول کوینک می نامیدند از طرف تزار نیکلای دوم فرماندهی عملیات را بر عهده گرفت. فیدارف نیروهای تحت امر خویش اعم از سواره نظام و ستونهای پیاده را که مسلح به توپهای شراپنل و مسلسلهای ماکزیم بودند در قالب سه لشگر سازماندهی کرد. یک لشگر را به سوی طایفه آراللوی اردبیل روانه ساخت. لشگر دوم  از ارس گذشت و از طریق اصلاندوز به سمت ییلاقات طایفه حاج خوجالو روانه شد و دسته سوم به فرماندهی خود ژنرال در منطقه ثمرین اردبیل مستقر شد و آماده حمله به ییلاقات طایفه قوجابیگلو در کوهستان سردابه شد.

 

وی اضافه کرد:لشگری که برای جنگ با حاج خوجالوها روانه شده بود پس از پیوستن به لشگر دیگری به فرماندهی ژنرال دالماچوف روسی در قوشاداغ و قاشقا مئشه با جنگجویان حاج خوجالو درگیر شد. سواران جوادخان بین اوبه ها و لشگر روس قرار گرفته و در لابلای صخره ها و میان درختان کوهی سنگر گرفته بودند. باران گلوله و پاره های چدن و فولاد توپها باریدن گرفت و از طلوع خورشید تا شروع تاریکی ادامه یافت.  به دستورخان افراد با استفاده از تاکتیک گازانبری در پشت و جناحین دشمن ظاهر می شدند و در حال تاخت مسلسلچی ها و توپچی ها را هدف قرار می دادند و به سرعت در پشت صخره ها ناپدید می شدند. تعدادی از جنگجویان از جمله احد فرزند جوادخان در جنگ کشته شدند.  زمین پوشیده از اجساد سالداتها شده بود. تعداد زیادی از توپهای روسی و ارابه های چادر برزنتی حمل سیورسات به آتش کشیده شدند. روسها در حالی که بیش از هزار نفر از سالداتهایشان کشته شده بود عقب نشینی کردند.

جوادخان برای تحلیل بردن قوای روس سوارانش را در اوج گرمای تابستان به سوی مغان حرکت داد

این استاد توانا در ادامه خاطرنشان کرد:ژنرال فیدارف که در کوهستان سرداوا وارد جنگ هولناکی با قوجابیگلوها شده بود، پس از شنیدن این خبر ناگوار جنگ با آنها را رها کرد و برای جنگ با حاج خوجالوها به سوی ییلاقات آنها به راه افتاد. جوادخان برای تحلیل بردن قوای آنها سوارانش را در اوج گرمای تابستان به سوی مغان حرکت داد . چون در دشت صاف و هموار مغان امکان مقاومت در برابر مسلسلهای ماکزیم روسی ممکن نبود به دستور خان حاج خوجالوها و در کنار آنها سواران طوایف گیکلو و گبه لو  در تپه ماهورهای آغ داغ اصلاندوز سنگر گرفتند. وقتی روسها به آن نقطه رسیدند دوباره جنگ بسیار سختی درگرفت و توپخانه روسها با شدت حیرت انگیزی به کار افتاد و کار بر حاج خوجالوها سخت تر شد. خان  و تعدادی  افراد داوطلب اسبها را به سمت توپچی ها به تاخت درآوردند و همه آنها را هدف قرار دادند و به سرعت در داخل دره ها وآبکندها ناپدید شدند. پس از ساعتها جنگ  و گریز  و کشتن گروهی از سالداتها به سمت بالادست دره یورد به راه افتادند و سالداتها را دوباره به دنبال خود کشیدند. در منطقه ارشق به جنگجویان طایفه قدرتمند قوجابیگلو پیوستند که توسط بهرام خان و نوروزخان فرماندهی می شدند.ژنرال فیدارف به اردبیل مراجعت کرد و به تجدید قوا پرداخت. در مدت بسیار کوتاهی دسته های بیشتری از سالداتها و مقدار بسیار زیادی تجهیزات و سیورسات جنگی از جانب تزار برای کمک به او فرستاده شد. این بار جنگجویان شاهسون اعم از سواران حاج خوجالو و قوجابیگلو و طوایف تابعه در منطقه کوهستانی ارشق سنگر گرفتند. فیدارف لشگر انبوه خود را به حرکت درآورد و شاهسونها را از چهار طرف به محاصره درآورد. جنگی که شروع شد روزها ادامه پیدا کرد. از هر دو طرف افراد زیادی کشته شدند. بیش از دویست نفر از جنگجویان شاهسون به شهادت رسیدند که تعدادی از آنها نزدیکان روسای طوایف از جمله سواد پسر دیگر جوادخان بود.

وی افزود:خبر جنگ بزرگ در کل منطقه پبچید. افراد بیشماری اعم از شاهسون، روستایی و شهری از شهرهای اهر ،مشگین و اردبیل و اوبه های دور و نزدیک به کمک جنگجویان رفتند. حتی آنهایی که تفنگ نداشتند با شمشیر ، قمه، سه شاخ و پیتهای پر از نفت سیاه برای آتش زدن سیورسات دشمن به میدان جنگ هجوم آوردند. این بار روسها از چهار طرف در محاصره قرار گرفتند. توپخانه روسها به کلی منهدم شد و کل تجهیزات و مهماتشان به آتش کشیده شد. در نهایت ژنرال و باقی مانده لشگر شکست خورده ، با به دست گرفتن پرچم های سفید از طریق معبری که برای خروج آنها باز گذاشته شده بود  از آن معرکه هولناک خارج شدند و از طریق بیله سوار به آن سوی مرز عقب نشست.

محل یورتگاه و آلاچیق جوادخان در نقطه ای حدود پشت مسجد جامع کنونی اصلاندوز قرار داشت

 

پژوهشگر و مدرس دانشگاه در پایان گقتگو اظهار کرد:جنگ شاهسونها با روسها پس از این حادثه نیز ادامه پیدا کرد که شرح وقایع آن زمان می برد. اما در این قسمت لازم است که اشاره کوتاهی به زندگی جوادخان حاج خوجالو داشته باشیم. او بنا به گواهی تاریخ و معمرین منطقه بزرگترین و شجاع ترین جنگجوی شاهسون بود که به همراه افراد طایفه اش سالها در برابر تجاوزات قوای پرشمار روسی ایستادگی کرد و در این راه دو فرزند جوان خود را نیز از دست داد. او در حدود سال  1247  هجری شمسی در اصلاندوز متولد شد. زندگی قشلاقی آنها به کلی در اصلاندوز سپری شد. محل یورتگاه و آلاچیق وی در نقطه ای حدود پشت مسجد جامع کنونی اصلاندوز قرار داشت. سرانجام در سال 1320 چند روز قبل از حمله روسها به ایران دار فانی را وداع گفت و در روستای میزان از توابع مشگین شهر به خاک سپرده شد.

گفتنی است وی در گفتگوی خود با ارس تبار علاوه بر مطالعات میدانی و مصاحبه با افراد محلی از منابع زیر نیز بهره گرفته بود از جمله ـ" تاریخ اجتماعی سیاسی شاهسونهای مغان ـ ریچارد تاپر"ـ "مغان در گستره تاریخ ـ عزیزاله قلمی" ـ تاریخ دشت مغان ـ میرنبی عزیززاده" ـ دشت مغان ـ سهراب آدگوزلی "ـ دشت مغان در گذرگاه تاریخ ـ ناصر احدی بیله سوار"   ـ" مغان نگین آذربایجان ـ احد قاسمی"

انتهای پیام/

اخبار شهرستان را اینجا ببینید

سامانه پیامکی 50004622515271آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شما مخاطبین محترم است.
دیدگاه‌ها

با سلام گذشته تاریخ هر انسان چراغ راه آینده اوست است اسم بنده علی است نام پدرم محمد نام پدربزرگم بالاجا و نام پدر ایشان عزیز میباشد و نام پدر عزیز نیز الممد یا آل محمد و نام پدر ایشان حاج مصطفی و نام پدر ایشان ایتگین محمد علی میباشد و ما از طایفه حاجی خواجه لو (گبلو)میباشیم

از استاد عبداالله وندبخاطر مطالب بسیار مفید تشکر میکنم هر چند توفیق استفاده از اطلاعات قومیت شناسی ایشان در دانشگاه فردوسی مشهد قبلا داشته ام ولی این اطلاعات واقعا علمی ودقیق بود.

از دوست عزیز د استاد محترم جناب آقای دکتر سیاوش صوری به خاطر نظر لطفشان بینهایت سپاسگزارم

تقدیر و تشکر از آقای عبدالله وند دوست و همسایه عزیز وکتابخوان فعال کتابخانه عمومی اصلاندوز واقعا از نزدیک شاهد فعالیت ایشان در زمینه تحقیق و تفحص در خصوص تاریخ، و جغرافیای ایلات و عشایر و طوایف منطقه مغان بخصوص اصلاندوز بوده ام و همین پشت کار و جدیت در مطالعه منابع معتبر تاریخی ایشان هست که مصاحبه شان را یک مصاحبه پرمحتوا و در یک کلام به مصداق در چند سطر یک دوره تاریخی را به خوبی بیان کرده اند)

از اقای بیدار به خاطر مطالعه این موضوع و نظر لطف و زحمات بی دریغشان در کتابخانه عمومی اصلاندوز تشکر و قدردانی می کنم

نهایت تشکر وقدردانی را از استاد محترم جناب آقای عبداله وند دارم،واقعا بیان اینگونه مطالب درمورد طوایف مغان،کمک بسزایی در معرفی مغان که به گفته استاد نگین آذربایجان هست می کند.

سلام اقای عبدالله وند در حال تحقیق بر روی مقاومت مردم اردبیل و آذربایجان در زمان جنگ جهانی دوم در برابر ارتش شوروی هستم لطفا یک راه ارتباطی به من معرفی کنید kmc.exe.90@gmail.com

بنام خدا با درود با توجه به اهمیت واقعه فوق جا دارد این رویداد بزرگدر کتب درسی گنجانده شود

با سلام وعرض ادب و اخلاص بر محضر پر فیض استاد عبداله وند که نقش طایفه گبلورادر تاریخ ایران با قلم شیوای خود به رشته تحریر در آورده است
ارسال نظر