سایتهای ادارات

بخشداری اصلاندوز

 



آخرین اخبار



پربازدیدترین اخبار


کد مطلب: 12358
تاریخ انتشار : ج, 1393/04/06 - 10:38

ارس تبار:هدف از اقتصاد بدون نفت ،داشتن اقتصادی بدون وابستگی به نفت است. اما اقتصاد مقاومتی تحت واژه ی عمیق «مقاومت» معنا و مفهوم می یابد.

 
 

به گزارش ارس تبار،

چکیده :

اقتصاد بدون نفت و اقتصاد مقاومتی دو طرح مهم ارائه شده در حوزه ی اقتصادی کشورهای دارنده ی اقتصاد تک محصولی و وابسته است .این دو طرح در فاصله ی زمانی قریب به 60 سال در ایران مطرح شدند.

پس از طرح ایده ی اقتصاد مقاومتی از طرف رهبر انقلاب اسلامی در سال 1389،این تصور ایجاد شد که طرح ارائه شده از طرف ایشان در واقع همان ایده ی قدیمی اقتصاد بدون نفت است در حالی که در عین اینکه  این هر دو دارای نقاط اشتراک زیادی هستند به خصوص یک هدف مشترک و مهم را دنبال می کنند و آن کم کردن وابستگی  اقتصاد کشور به درآمدهای حاصل از نفت است ،در ضمن این اشتراکات  این دو نقاط افتراق و تفاوتی دارند که آنها را از یکدیگر متمایز میکند .مقاله ی حاضر درصدد است که در عین پرداختن به تشابهات این دو ،تفاوت های اصلی این دو طرح را مورد بررسی قرار دهد.

کلید واژه ها : اقتصاد مقاومتی، اقتصاد بدون نفت ،مقاومت اقتصادی.

مقدمه ؛

نفت به عنوان یک منبع مهم تأمین انرژی دنیا در یک صد سال اخیر همواره مطرح بوده و هست .از این رو مناطق نفت خیز دنیا و کشورهای صادر کننده ی نفت همواره مورد توجه و مورد طمع کشورهای صنعتی قرار داشتند . چشم طمع کشورهای بزرگ به نفت از یک سو وابستگی اقتصاد داخلی کشورهای دارنده ی نفت  به آن از دیگر سو ،باعث شده است که این کشورها همواره دغدغه ی کم کردن وابستگی به نفت را در ذهن بپرورانند.

در ایران به عنوان یکی از مهم ترین کشورهای صادر کننده ی نفت دنیا، دو طرح مهم  در راستای تحقق هدف مهم کاهش وابستگی به نفت ارائه شده است. یکی طرح اقتصاد بدون نفت که نخستین بار در زمان نخست وزیری دکتر مصدق  و در پی تحریم نفتی انگلیس علیه برنامه ی ملی کردن صنعت نفت ایران انجام پذیرفت و تجربه ی27 ماهه ای از اداره ی اقتصاد کشور بدون حتی یک ریال درآمد نفتی  را سبب شد هر چند با کار شکنی های انگلیس و آمریکا و با وقوع کودتای 28 مرداد این تجربه پایان پذیرفت .اما ایده ی داشتن اقتصاد بدون نفت همواره در ذهن ایرانیان بود.

پس از وقوع انقلاب اسلامی یکی از مهم ترین اهداف دولتهای پس از انقلاب  و همینطور برنامه های توسعه ی پس از انقلاب  کم کردن وابستگی بودجه دولت  به نفت بوده است و متأسفانه با تمام این تأکیدات نه تنها موفقیت چندانی در این راستا به دست نیامد ه که هر روز بر میزان وابستگی اقتصاد کشور به نفت افزوده گردیده است.

از این رو ادامه ی وابستگی اقتصادی کشور به نفت باعث شد مقام معظم رهبری در سال 1389 برای نخستین بار صحبت از طرح تازه ای  در حوزه ای اقتصادی کردند به نام «اقتصاد مقاومتی ».و تکمیل این طرح و بحث وپژوهش در باب آن را به دانشگاهیان و پژوهشگران واگذار کردند. اما همواره در ذهن همگان یک سؤال به وجود می آید که ،آیا منظور از اقتصاد مقاومتی همان اقتصاد بدون نفت است ؟نسبت این دو چگونه است ؟و تفاوت آنها رو چگونه می توان توضیح داد؟ در ادامه ابتدا به طور مختصر هر کدام از این دو طرح اقتصادی را بررسی میکنیم و سپس به تفاوت این دو با یکدیگر می پردازیم.

اقتصاد بدون نفت؛

رویکرد اقتصاد بدون نفت برای اولین بار در ایران در جریان ملی کردن صنعت نفت و پس از این اقدام دوت مصدق انجام پذیرفت. قبل از پرداختن به ساز و کارهای مورد نظر این طرح لازم است به مبانی  که دولت ایران را مجبور به اتخاذ چنین سیاستی نمود اشاره کنم. این تصمیم برای چه و در پی چه اتفاقاتی توسط رجال سیاسی ایران پیگیری شد.شاید مهمترین علت آن را بتوان حفظ استقلال و حاکمیت ملی کشور بیان نمود که در جریان بهره برداری شرکت نفت ایران و انگلیس بسیار پایمال شده بود و این برای ایرانیان وطن دوستی هم چون  مصدق بسیار گران و سنگین به نظر می آمد.

بر اثر شرایط پیش آمده پس از انجام خلع ید و هنگامی که ایران مواجه با محدودیت ها و تنگناهای ناشی از این تصمیم گردید.دو مرحله در سیاست اقتصادی دکتر مصدق در مواجه با این محدودیت ها دیده میشود.مرحله ی اول  تا زمانی است که امیدها و خوش بینی ها  هنوز به کلی منتفی نشده است  یعنی تا هنگام مراجعت دکتر مصدق از سفر آمریکا و و اقدامات آنها  در شوری امنیت .با آنکه مصدق در این سفر پیروز گردید و شوری امنیت شکایت انگلیس را مسکوت گذاشت  و به  رأی دیوان داوری لاهه  محول کرد ولی وی و همراهانش با واقعیات  بیشتر آشنا شدند.

و فهمیدند که شرکت های بزرگ نفتی آمریکا و جهان از شرکت  نفت انگلیس حمایت خواهند کرد و نخواهند گذاشت ایران نفتی بفروشد .و همینطور متوجه شدند  که نمی توانند  امید زیادی  به کمک مالی  اقتصادی آمریکا داشت .هرچند دولت مصدق از ابتدا بدون نفت اداره شد اما در 4ماهه نخست مصدق امیدوار به بازگشت درآمدهای نفتی بود، از تاریخ  مراجعت از آمریکاست که  مرحله  دوم سیاست اقتصادی  وی یعنی "اقتصاد بدون نفت" آغاز می گردد.(خامه ای ،1369 :103-100)

مهم ترین مشکلات اقتصادی که دولت مصدق با آنها مواجه بود عبارت بودند از؛

1-قطع درآمد ارزی کشور از محل فروش نفت ،که موجب کمبود ارزی و عدم تعدل موازنه پرداخت های کشور  می شد.

2-بحران بازرگانی خارجی ،افزایش بی رویه واردات در گذشته که منجر به اشباع بازار از کالاهای غیر ضروری و رکود بازار شده بود،کاهش روز افزون صادرات  و کسری فاحش بازرگانی خارجی  که اینها هم به نوبه ی خود کمبود ارز و عدم تعادل موازنه ی پرداخت ها را در پی داشت .

3-بحران ورکود صنایع و انحطاط کشاورزی که تا حدودی معلول بحران بازرگانی بود و در عین حال روی آن اثر می گذاشت  و  آن را تشدید  می کرد.

4-کسری روز افزون بودجه ی دولت؛که ناشی از استخدام بی بند و بار در  گذشته  و کاهش درآمد های دولت در اثر بحران بازرگانی و اقتصادی بود.

5-تورم و افزایش روز افزون قیمت ها؛که به طور عمده معلول جبران کسر بودجه دولت از راه وام گرفتن از بانک ملی بود .

6-مهاجرت عظیم کشاورزان به شهرها

وهمه ی اقدامات دیگری که بر اثر اقدامات انتقام جویانه ی دولت انگلیس پیش می آمد .

بر اساس این مشکلات و بحران های اقتصادی  پیش روی دولت ،دولت مصدق اهدافی را برای خود تعریف کرده بود که عبارتند ازچهار هدف مهم  ؛

1-جبران کمبود ارز و تأمین ارز  ضروری از محل های مناسب دیگر و تأمین تعادل موازنه   پرداخت ها.

2-کوشش برای رفع بحران و رکود   بازرگانی  و اقتصادی

3- رفع کسری بودجه و ایجاد بودجه ای متعادل

4- کوشش  برای مهار تورم

در چارچوب تز "اقتصاد بدون نفت " و برای نیل به اهداف اقتصادی بالا دولت راهکارها وخطوط و اقتصادی زیر را پیش رو گرفت.

همان طور که قبلا اشاره شده بود سیاست اقتصادی دکتر مصدق  دو مرحله داشت.البته اهداف در هر دو مرحله  یکی بود و تغییری پیدا نکرده بود.فقط در مرحله دوم و پس از قیام 30تیر دست دکتر مصدق در انجام اصلاحات بازتر شده بود .و در هر مرحله  دولت از راههای مختلفی پیگیر سیاست های اقتصادی مورد نظر خود بود.

خطوط اصلی سیاست  اقتصادی دولت مصدق  عبارت بودند از؛

1-مهار بحران بازرگانی از راه تشویق و افزایش صادرات و محدود کردن و کاهش واردات

2- تهیه ارز لازم برای مخارج ضروری کشور از طریق؛

- برداشت از موجودی حساب پشتوانه اسکناس

- معامله ی ارزی با صندوق بین المللی پول

- وام از بانک صادرات و واردات واشنگتن

- کمک های اصل چهار ترومن

- هدایت بازرگانی خارجی کشور  در جهت  معاملات  پایا پای

3- رفع کسری بودجه و کوشش برای تعادل آن از طریق؛

الف: کاهش هزینه ها: از طریق حذف هزینه های زائد ادارات مثل مسافرت و  میهمانی های غیر ضروری

ب:افزایش درآمدها از طریق؛

-برداشت از موجودی حساب پشتوانه اسکناس

- انتشار اوراق قرضه ملی

- فروش و تبدیل ارز از محل اعتبارات صندوق بین المللی پول

4- کوشش برای مهار تورم از طریق؛

-افزایش صادرات و کاهش واردات غیر ضروری

- موازنه پرداخت ها بی اتکا به درآمد نفت

- شکستن رکود بازار و گشایش مجدد کارخانه ها

- افزایش تولید کشاورزی و...خامه ای،103:1369)

در ادامه میپردازیم به مفهوم جدید اقتصاد مقاومتی ؛

اقتصاد مقاومتی؛

اقتصاد مقاومتی عنوان طرح جدیدی در حوز ه ی اقتصادی است . این  اصطلاح اولین بار  توسط رهبر انقلاب اسلامی  در16 شهریور 1389 در دیدار با جمعی از کار آفرینان  سراسر کشور ،وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی  کشور شد. البته ایشان تبیین  آن را به دانشگاهیان و پژوهشگران واگذار کردند.

در تعریف و توضیح  اقتصاد مقاومتی  تاکنون عده ی زیادی از صاحبنظران  به اظهار نظر پرداخته اند. که به چند مورد از آنها اشاره می کنیم.

خود مقام معظم رهبری در تعریف اقتصاد مقاومتی اشاره دارند به اینکه : اقتصاد مقاومتی  یعنی آن اقتصادی  که به یک ملت امکان می دهد  و اجازه می دهد  که حتی در شرایط فشار هم ،رشد و شکوفایی خودشان را داشته باشند .این یک فکر است .یک مطالبه ی عمومی است .(حسین زاده ی بحرینی ،1392 )

همان طور که در تعریف ایشان مشاهده می شود ایشان هدف اصلی از چنین اقتصادی را  مقاومت در برابر فشار ها و تهدیدات بیان میکنند .و چنین هدفی مستلزم یک برنامه ی طولانی مدت و عمیق است. تا بتواند در برابر تهدیدات در هر زمان پاسخ در خور دهد و ضعیف و شکننده عمل نکند.

برخی نخبگان تشخیص تنگناها ، و تلاش برای  کنترل ،مدیریت  و بی اثر کردن آنها ،کاهش وابستگی و تأکید بر مزیت ها ی تولید ملی و تلاش برای خود اتکایی و در شرایط آرمانی  تبدیل چالش ها به فرصت ها، با اتکا به باور  و مشارکت همگانی و اعمال تدابیر علمی و خردمندانه  و مدبرانه  را اقتصاد مقاومتی می دانند .اقتصادی که لازمه اش  پویایی است و کوشش در مسیر حرکت  و پیشرفت و نه انفعال .(خدا رحمی ،1391 : 10)

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره ی اقتصاد مقاومتی  میگوید:  این اقتصاد به معنای اقتصاد ریاضتی نیست  بلکه باید با  اصلاح مدیریت اقتصادی ،تغییر در قوانین  و مقررات و برخورد  قوه ی قضائیه  با مفسدان اقتصادی  در شرایط تحریم تولید ثروت داشته باشیم . و مردم را در آسایش نسبی قرار دهیم .(نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه نوشیروانی بابل،1391)

حسین زاده ی بحرینی  نماینده ی مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی  در تعریف و توضیح خود پیرامون اقتصاد مقاومتی ،آورده است: اقتصاد مقاومتی از نگاه من ،یک مدل  و یک نگاه استراتژیک  برای رسیدن به سطوح  عالی اقتصاد است و خاستگاه این نوع اقتصاد تحریم ها نیستند بلکه ،سند چشم انداز 1404 کشور است  که در آن هدف پیش رو در زمینه ی اقتصادی  کسب رتبه ی اول منطقه می باشد و این هدف تعیین شده استراتژی بلند مدت در حوزه ی اقتصاد می طلبد  که همان اقتصاد مقاومتی ست.

وی در تکمیل تعریف خود از اقتصاد مقاومتی توضیح می دهد که ؛اقتصاد مقاومتی یعنی  اقتصادی که با توجه  به همه ی قوت ها و ضعف ها ی داخلی و خارجی  و تهدید ها و فرصت های بیرونی ،سناریو سازی می کند  و برای هر شرایطی برنامه دارد .خلاصه اینکه اقتصاد مقاومتی  عبارت است از ,اقتصادی راهبردی  که محیط سنج است  و درون و برون را به خوبی  می بیند  و برای شرایطی که هر لحظه ممکن است تغییر کند ،واکنش مناسبی دارد.(حسین زاده بحرینی ؛1392)

اقتصاد مقاومتی ،طراحی و مدل سازی ویژه ای از شرایط و ساز و کارهای  اقتصادی است  که مبتنی بر آن ،فضای اقتصادی کشور  بر اساس  فرض وجود  حداکثر تحریم ها و فشار ها ،به صورت فعال  و نه منفعل ،طراحی میشود .در واقع اقتصاد مقاومتی  بنیانی نظری و عملی  برای مدل سازی گونه ای  ویژه از اقتصاد  است که فعالانه  خود را برای مواجهه با تحریم ها   بیش از پیش آماده ساخته است .مکانیسم های اقتصادی ،فضای کسب و کار ،تجارت خارجی ،نهاد های مالی  و واسطه ای و... در اقتصاد مقاومتی مبتنی  بر این پیش فرض  طراحی می شوند که کشور در تعارض ایدئولوژیک  دائمی با نظام سلطه است . هر ضربه ی اقتصادی  از غرب ممکن است  در هر لحظه بر کشور وارد شود .

در چنین  فضایی ،تحریم های اقتصادی ،نه تهدید بلکه فرصت ویژه ای هستند  که زیر فشار آنها می توان  راهبرد های اقتصاد مقاومتی را  با قدرت و اجماع ملی  همراه و پیاده سازی آنها را تسریع  کرد.  در این رویکرد کسب ثروت  و درآمد ملی  از مسیر هایی دنبال می شود که قدرت چانه زنی کشور  در فضای سیاسی بین المللی  را تقویت میکند ،نه آنکه کشور ناگزیر باشد  به دلیل مسائل اقتصادی  از اهداف ایدئولوژیک خود در فضای سیاسی دست بکشد .(تراب زاده و دیگران ،1392: 3)

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی مبتنی بر  مقاوم سازی ،ترمیم ساختارها ،قوانین و نهادهای فرسوده  و ناکارآمد موجود اقتصادی است یعنی با تدوین یک استراتژی  علمی و کارشناسی شده  و باز تعریف فلسفه ی وجودی  نهادها  و قوانین اقدام به  حذف موانع رشد و توسعه ،حذف دوباره کاری ها  و به نوعی هرس کردن  ساختارها ی اقتصادی  مبادرت نماییم  ،تا از یک بدنه ی چابک تر و هوشمند تر  در مقابله با مشکلات  برخوردار شویم  و منفعلانه در برابر  اتفاقات عمل نکنیم .(شیروانی و مرادی ،1392)

به عبارت دیگر اقتصاد مقاومتی  یعنی تشخیص  حوزه های اعمال فشار  سایر کشورها و تلاش برای  کنترل و  کم اثر کردن این فشارها،ودر شرایط آرمانی  تبدیل تهدید ها به فرصت ها .اقتصاد مقاومتی ،کاهش وابستگی ها  و تأکید روی مزیت ها ی تولید داخل  و تلاش برای خود اتکایی  را در دستور کار قرار  می دهد و هدف از اجرای اقتصاد مقاومتی ،شناسایی حوزه های  فشار و تلاش  جهت کاهش اثر آن است  بنابر این درک  صحیح  وشناخت کامل اقتصاد  از منظر تهدیدها ،فرصت ها،نقاط ضعف و قوت بسیار حائز اهمیت است .

بر این اساس  در ادبیات اقتصاد مقاومتی  اول از همه باید بدانیم  مشکل اصلی اقتصاد ایران چیست ،بعد از آن  باید روش درست  برخورد با مشکل  را شناسایی و سپس اقدامات  لازم جهت مقابله  با مشکل را اعمال کنیم.(کرباسیان  ،1392)

در تعریف دیگری از اقتصاد مقاومتی آمده است که ؛ اقتصاد مقاومتی در شرایطی  معنا پیدا می کند  که ملتی دچار  جنگ اقتصادی  شده باشد  البته گاهی ممکن است  تحریم  در قالب جنگ مطرح نشده باشد  ولی در بعضی شرایط می شود  تحریم را به جنگ هم تعبیر کرد. زمانی که دشمن  از نظر نظامی نمی تواند  حریف را از پای در آورد  به فشار های اقتصادی روی می آورد .بنابر این مقاومت در جنگ اقتصادی  را اقتصاد مقاومتی می نامند .(مصباحی مقدم ،1391)

اقتصاد مقاومتی گونه ای از  سناریو پردازی  اقتصادی است  که در آن با خلق قوانین  و نهادهای موازی و پارالل  در نحوه ی مواجهه با چالش ها  یک اطمینان نسبی  به وجود آورد  ،طوری که علاوه بر در اختیار داشتن  ابعاد هر مشکل بتوان  واکنش سریع و همه جانبه  در زمان مقتضی بروز داد .(شیروانی و مرادی ،1392)

در توضیحی دیگر پیرامون اقتصاد مقاومتی آمده است که؛ اقتصاد مقاومتی در حقیقت یک وضعیت اقتصادی است .معمولا هم وقتی حادث میشود  که یک نظام اقتصادی   در اثر عوامل مختلفی نظیر جنگ ،بلایای طبیعی ،سوء مدیریت ها ،تقابل های اجتماعی و اقتصادی  دولت ها  مانند تحریم  و برخی عوامل دیگر  به سمت بحران و گره پیش می رود .در این شرایط معمولا  عوامل تولید یا کمیاب و گرانند  و یا به عللی  کارایی خود را از دست داده اند ،کشور با کاهش تولید ، افزایش قیمت ها  و تورم زیاد ،رکود گسترده  و نبود برنامه ریزی  و هدف گذاری دقیق  و درست اقتصادی  رو به روست  و فشار تقاضا هر لحظه  بر وخامت اوضاع می افزاید .

در چنین شرایطی  برای پرهیز از فرو رفتن در  یک بحران واقعی  و از هم پاشیدگی سیستم  در واقع نوعی تعامل مثبت  با کمبودهاست ،روی آوردن  به صرفه جویی گسترده ،بهینه کردن سیستم هی مدیریتی ،جلوگیری از میل فزاینده  به مصرف ،قناعت به داشته ها و تلاش برای استفاده بهینه  از آن ها ،پیاده کردن چنین سیستمی نیز نیازمند  یک برنامه ریزی چند بعدی و همه جانبه است.(شهر آبادی ،1391)

اقتصاد مقاومتی یک  اقتصاد تدافعی نیست  بلکه یک اقتصاد تهاجمی  و رو به جلو است .اقتصاد مقاومتی  به معنای بستن  ورودی ها ،و تحمل فشار  و کاهش مصرف  و در یک کلام  ریاضت کشی نیست.(حیدر زاده هنزائی ،1391)

اقتصاد مقاومتی اهدافی را دنبال می کند که می توان به طور خلاصه  اینچنین به آنها اشاره نمود؛

1: توجه به تولید ملی  و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی .

2- اصلاح الگوی مصرف از مصرف کالاهای خارجی به مصرف کالاهای ساخت داخل.

3-عدم وابستگی به نفت  و عدم خام فروشی نفت وهمینطور فراورده های معدنی.

4-توجه به کشاورزی و تولید محصولاتی که در آنها دارای مزیت نسبی هستیم.

5- دور شدن از یک اقتصاد تک  محصولی.

6-استفاده از حداکثر ظرفیت کشور در بخش های مختلف اقتصاد و همینطور استفاده بهینه از نیروی انسانی جوان ،فعال و متخصص.

7-اصلاح ساختارها ی اقتصادی و ایجاد قوانین و مقررات جدید و نهاد های نو در جهت  ایجاد نظام اقتصادی  مقاوم و پویا.

8-رسیدن به خودکفایی اقتصادی

و...

«اقتصاد مقاومتی» گاهی اوقات به اشتباه با واژه ی «مقاومت اقتصادی» مشابه و هم معنا انگاشته می شود .در حالی که  این دو به لحاظ مفهومی بسیار متفاوت از هم دیگر هستند. در ادامه ی بحث برای روشن تر شدن بحث «اقتصاد مقاومتی» این دو را از یکدیگر تمیز می دهیم.

«اقتصاد مقاومتی» و «مقاومت اقتصادی»

با توجه به تعاریف ارائه شده پیرامون  بحث اقتصاد مقاومتی  می توان به تفاوت این مفهوم با  مفهوم مقاومت اقتصادی پی برد. این دو مفهوم به یک معنا نیستند  و متأسفانه به اشتباه گاهی به جای یکدیگر استفاده می شوند. همان طور که اشاره شد اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد  بلند مدت و راهبردی است برعکس مفهوم مقاومت اقتصادی که یک سیاست کوتاه مدت و گذرا را در نظر دارد.

اقتصاد مقاومتی یک فلسفه، یک راهبرد و یک پارادایم  پایدار بر مبنای تعامل انسان و طبیعت است، در حالی که مقاومت اقتصادی  یک سبک سیال ، یک راهکار  و یک دوره ی گذار  برای گذر از موقعیت بحرانی است .اقتصاد مقاومتی  یک نگاه اقتصادی فرا مکانی  و  فرا زمان است .

اقتصاد مقاومتی  یک اقتصاد استراتژیک  و یک اقتصاد راهبردی است  و هدف از آن  رسیدن به  اهداف بلند مدت اقتصادی می باشد  در حالی که  بحث مقاومت اقتصادی  تنها عبور و گذر از یک بحران ، مثل تحریم را مد نظر دارد و از آن فراتر نمی رود  و با اتمام بحران این سیاست  نیز به پایان می رسد . و در زمان های صلح و سازش مقاومت اقتصادی کاربردی ندارد.

نکته دیگر اینکه در بحث  اقتصاد مقاومتی ، صحبت از اقتصاد مردمی است ، در حالی که  لازمه ی مقاومت اقتصادی  محدود کردن فعالیت بخش خصوصی  و استفاده از شیوه های متمرکز برنامه ریزی  در اقتصاد است و از سویی مقاومت اقتصادی  تنها منافع کوتاه  مدت  را ممکن است پوشش دهد  و چنین طرحی در بلند مدت  توسعه ی اقتصادی را به تعویق می اندازد و در بلند مدت هم راستا با  منافع بلند مدت جامعه نیست .(حسین زاده ی بحرینی ،1392)

مقاومت اقتصادی  یک مقوله ی کوتاه مدت  و گذرا است  یعنی مقاومت اقتصاد در برابر تند باد  حوادث ،تحریم ها  و مشکلات داخلی و بین المللی  تا زمان کم شدن فشار ها  و بازگشت آرامش نسبی به حوزه ی اقتصادی .در حالی که اقتصاد مقاومتی  یک گونه یا سناریو  ی اقتصادی  است  که الزامات خاص خود را دارد  و برای ایجاد و اجرا  مستلزم زمان ،ساختار سازی  و نهادینه شدن  در کلیه سطوح  تجاری و  مبادلاتی  کشور است .به عبارت بهتر اقتصاد مقاومتی  یک فرهنگ اقتصادی است  که یک شبه  و به صورت دستوری  اجرا و اعمال  نمی شود .(شیروانی و مرادی ،1392)

«اقتصاد مقاومتی» علاوه بر  قرابت مفهومی با  مفهوم «مقاومت اقتصادی» ، با مفهوم دیگر «اقتصاد بدون نفت» نیز دارای  هم پوشانی  و قرابت معنایی زیادی است  در ادامه به  بررسی و مقایسه ی این دو مفهوم  میپردازیم.

«اقتصاد مقاومتی» و «اقتصاد بدون نفت»

پس از  ورود مفهوم «اقتصاد مقاومتی» به  ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران ،یک سؤال که در ذهن بسیاری از افراد شکل گرفت  نسبت بین  این مفهوم با مفهوم و سیاست «اقتصاد بدون نفت» بود. سؤال این بود که آیا اقتصاد مقاومتی در حقیقت همان اقتصاد بدون نفت است؟ اگر نه ،تفاوت این دو سیاست اقتصادی در چیست؟

این طرح یک طرحی جدید در حوز ه ی اقتصاد ایران است و  و هنوز به مرحله ی اجرا در نیامده  و هم اکنون در مرحله ی نظریه پردازی و تکمیل به سر میبرد. گفته شد که سیاست اقتصاد مقاومتی  یک سیاست راهبردی ،استراتژیک ،زمان بر و بلند مدت است و مستلزم ایجاد  نهاد ها و ساختار های جدید و پایداری است .

اقتصاد مقاومتی به عبارت  صحیح تر یک فرهنگ اقتصادی است که ویژگی ها ی خاص خود را دارد. یک نوع نظام اقتصادی  جدید و مقاوم در برابر هرگونه حمله ی نرم و جنگ اقتصادی  و از جمله تحریم اقتصادی است چه این تحریم بالقوه باشد و یا بالفعل  و اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که  در برابر تحریم های بالقوه هم آماده و مقاوم است، بدون آنکه منفعل و منزوی شود. این سیاست  و طرح بلند مدت  و نیازمند  بستر سازی ها و قوانین و مقررات جدیدی است  دارای شاخص ها و اهدافی است که قبلا  توضیح آن رفته است .

نام گذاری 5سال پی در پی به موضوعات اقتصادی از طرف مقام معظم رهبری  و طرح سیاست اقتصاد مقاومتی در این بین  و همینطور ارتباط  این نام گذاری ها با استراتژی کلی اقتصاد مقاومتی  شاخص هایی کلی از بحث اقتصاد مقاومتی را به دست می دهد . از جمله  اصلاح الگوی مصرف، توجه به کار و همت مضاعف ،توجه به تولیدات ملی و حمایت از سرمایه  و کار ایرانی ، و از دیگر سو استفاده از تعابیری هم چون «جهاد» و «حماسه» ،که این همه معنایی خاص به واژه ی اقتصاد مقاومتی می بخشد.

از جمله دیگر شاخص هایی که صاحبنظران به آنها اشاره کرده اند  نیز عبارت بود از؛ کاهش وابستگی کشور به درآمدهای نفتی و توجه به تولید ملی و داخلی . این دو شاخص اخیر جز اهداف مهم طرح «اقتصاد مقاومتی » به شمار می آیند  . در عین حال  دو بال مهم از سیاست « اقتصاد بدون نفت » نیز به حساب می آیند. البته به جز این دو  در بررسی  دیگر شاخص های مطرح شده در اقتصاد مقاومتی ،میبینیم که تقریبا تمام آنها در بحث اقتصاد بدون نفت نیز مطرح هستند.

در بحث اقتصاد بدون نفت اشاراتی شد که شاخص های مهم این طرح اقتصادی و از جمله مهم ترین شاخص های مطرح شده  در بحث «اقتصاد بدون نفت» ،کاهش وابستگی به  نفت و درآمدها ی آن بود و همینطور جبران  خلاء ناشی از نبود این درآمدها  از طرق اعمال سیاستگذاری های مختلف در بخش های مختلف اقتصادی .

می بینیم که  تمام  سایستگذاری های اقتصادی اجرا شده  در طرح اقتصاد بدون نفت ، تقریبا همه ی آنها  از ملزومات قرار گیری در عرصه ی اقتصاد مقاومتی هستند ،توجه به تراز بازرگانی ، توجه به افزایش صادرات غیر نفتی ،کاهش واردات غیر ضروری  ،توجه به تولید محصولاتی که درآنها ما دارای نوعی مزیت نسبی هستیم و خروج اقتصاد کشور از اقتصادی تک محصولی و... همگی از سیاست های اعمالی در طرح اقتصاد بدون نفت هستند که بدون شک در اقتصاد مقاومتی نیز  لازم الاجرا خواهد بود. اما سؤال اصلی  تفاوت های بین این دو طرح است.

با توجه به توضیحاتی که در فصول قبل و فصل کنونی  در باب توضیح ای دو طرح آمد  .به نظر می آید که اقتصاد مقاومتی یک طرح کلی تر ،استراتژیک و زمان بر  بوده که درست است در زمان تحریم ها  مطرح گردیده اما محدود به زمان تنش و تحریم نیست بلکه همواره  این طرح بدنه ی اصلی اقتصاد کشور را پوشش خواهد داد ،چه در زمان صلح یا  زمان تنش.

با توجه به اینکه اقتصاد مقاومتی هنوز به طور کامل و شفاف باز نشده و هنوز نظریه پردازی و اعمال نظر پیرامون  این طرح  ادامه دارد .اما با توجه به شکل کلی که از آن ارائه شده است به نظر می آید اقتصاد بدون نفت را می توان جزئی از اقتصاد مقاومتی به حساب آورد . به عبارت درست تر شاید بتوان گفت اقتصاد بدون نفت زیر  مجموعه ی اقتصاد مقاومتی است .

اقتصاد مقاومتی نوعی فرهنگ اقتصادی، پایدار ،فعال ،دارای اهداف بلند مدت  است. هرچند زمانی این طرح مطرح شده است که کشور در شرایط سخت تحریم به سر می برد  اما  این شرایط بحرانی  و تحریم و تنش ،از الزامات  اقتصاد مقاومتی نخواهد بود  و اقتصاد مقاومتی در شرایط غیر از تحریم و تنش ،یعنی در زمان صلح هم  ادامه خواهد داشت  و بدنه ی اصلی اقتصاد کشور را شکل خواهد داد.

به طور خلاصه  چند نکته  درمورد شباهت ها و تفاوت های این دو طرح  وجود  دارد که عبارتند از ؛

شباهت های دو طرح« اقتصاد بدون نفت» و «اقتصاد مقاومتی» ؛

- اینکه  هر دو طرح اقتصاد ی، درست زمانی مطرح شدند که کشور در شرایط تحریم، بحران  و در  اوضاع وخیم  اقتصادی به سر می برد.

- از الزامات اصلی و پر اهمیت در اجرای هر دو طرح ،کاهش  جدی وابستگی اقتصاد کشور به نفت و درآمدهای آن است.

-  شاخص ها و سیاست های کلی اقتصاد ی در هر دو طرح قرابت و نزدیکی زیادی  دارند.

- هر دوی این سیاست ها در بعد اقتصادی ناشی از یک عمل سیاسی استقلال طلبانه  در کشور بوده است که خصومت های قدرت های بین المللی و استعمارگر را به دنبال داشته ،که این خصومت ها ابتدا و در اولین گام  اقتصاد کشور را مورد حمله قرار داده است. اقتصاد بدون نفت در  پی «نهضت ملی شدن نفت ایران» و اقتصاد مقاومتی در  پی « نهضت هسته ای ایران» و برخورداری کشور از انرژی هسته ای ،مطرح گردیدند.

تفاوت های این دو عبارتند از ؛

- اینکه قطع وابستگی به نفت ، در طرح اقتصاد بدون نفت  به یکباره ،اجباری و ناشی از  تحریم یک باره ی نفت کشور  بود ،اما در طرح اقتصاد مقاومتی این کاهش وابستگی ،به یک باره  و اجباری نیست .بلکه به تدریج اقتصاد کشور وابستگی خود را به نفت کاهش خواهد داد.

- طرح اقتصاد مقاومتی  به عنوان یک استراتژی کلی و یک  نقشه ی راه  و در راستای تکمیل پروژه ی انقلاب اسلامی مطرح شده است ،این طرح از طریق رهبر انقلاب  ،یعنی از طرف بالاترین مقام  سیاسی کشور ارائه گردیده ،و این به این معنی است که سیاست اقتصاد مقاومتی ،به عنوان تاکتیک دولتی خاص مطرح نبوده ،که با پایان دولتش  تمام شود ،بلکه  یک استراتژی کلی  است. و در مورد آن اجماع داخلی وجود دارد.

- اما طرح اقتصاد بدون نفت،  از طرف  نخست وزیر (دکتر مصدق) مطرح شد  و در همان دولت با مخالفت شدید  گروهها ،احزاب مهم و دربار پهلوی قرار گرفت .نبود اجماع داخلی  بر سر این موضوع و اصل ملی کردن نفت که به برگزیدن اجباری سیاست اقتصاد بدون نفت منجر شد، اصلی ترین علت  شکست  آن محسوب می شود . این طرح به همین علت با پایان دولت دوساله ی دکتر مصدق به پایان رسید  هرچند توانست در این دو سال کشور را سر پا نگه دارد  و موفق عمل کند.

پس مهم ترین تفاوت این دو ، در مسئله س اجماع داخلی در اقتصاد مقاومتی و نبود آن در اقتصاد بدون نفت و همینطور  ارائه ی این طرح از طرف  رهبری در اقتصاد مقاومتی ،که توجه مضاعف گروه ها و افراد  را در داخل کشور به خود مبذول می دارد ، و از طرف دیگر طرح  سیاست اقتصاد بدن نفت از سوی نخست وزیر است که این عامل بسیار تأثیر گذار در اجرای  یا عدم اجرای این سیاست ها  خواهد بود .

نتیجه گیری؛

اقتصاد بدون نفت یک ایده ی قدیمی  در راستای کم کردن وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای غیر قابل پیش بینی نفت  بوده و هم چنان نیز مطرح است. هدف از اقتصاد بدون نفت ،داشتن اقتصادی بدون وابستگی به نفت است. اما  اقتصاد مقاومتی تحت واژه ی عمیق «مقاومت» معنا  و مفهوم می یابد.

و به عنوان یک حلقه از زنجیره ی بزرگ  انقلاب اسلامی مطرح شده و در راستای تکمیل پروژه ی انقلاب اسلامی  می توان به آن نگریست . نگاه به این طرح از  زاویه ی مشخص، اهمیت  و جدی بودن  آن را اثبات  می کند. اقتصاد مقاومتی یک  اقتصاد  مقاوم و محکم ،به عنوان  سدی  سدید  در مقابل  تهدیدات  اقتصادی عمل می کند و ضربه پذیری  انقلاب اسلامی  از طریق  دروازه ی اقتصاد  را به حداقل می رساند .از این رو یکی از الزامات  پروژه ی عظیم انقلاب اسلامی در عرصه ی اقتصادی  به حساب می آید .

منابع ؛

-تراب زاده جهرمی، محمد صادق و دیگران(1392)،بررسی ابعاد و مؤلفه های اقتصاد مقاومتی جمهوری اسلامی ایران در اندیشه ی حضر آیت الله خامنه ای ،فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی ،شماره 32،ص 31-46.

-حسین زاده بحرینی، محمد حسین (1392)،اقتصاد مقاومتی؛ راهکاری برای توسعه، مشکوة، شماره 118 .

-حیدرزاده  هنزائی ،علیرضا (1391)،اقتصاد مقاومتی؛بایدها و نبایدها ، بازارُسرمایه ،شماره 30.

-خامه ای ،انور(1369)،اقتصاد بدون نفت ،بی جا ،شرکت سهامی انتشار.

-خدارحمی،بهروز(1391)، اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد بدون نفت ، بازارُسرمایه،شماره33،ص10.

-رضایی،محسن(1391)،برگرفته از:

http://nahad.nit.ac.ir/view_lastnews.aspx?myID=QkFBMjBDMTQtMzE2Ny00OEEyL...

-شهرآبادی، ابوالفضل (1391)، اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد بدون نفت ، بازارُسرمایه ، شماره33،ص32.

-شیروانی ،امیر و احسان مرادی (1391)، تمایزهای اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی ، بازارُسرمایه ،شماره33 ،28.

-کرباسیان، مهدی(1391)، الزامات موفقیت در اقتصاد مقاومتی ،دیدگاه ،شماره های 34و35،ص 20.

-مصباحی مقدم ،غلامرضا(1391)، اقتصاد مقاومتی در بازار سرمایه معنا می یابد، بازارُسرمایه ،شماره33، ص28.

منبع : مقاله ارائه شده در همایش ملی نفت و توسعه اقتصادی

برگزار کننده : سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری

انتهای پیام/

اخبار شهرستان را اینجا ببینید

ارسال نظر